جهت بهره مندی از شبکه ارتباطی منتورینگ مرکز نوآوری همیار دانش بنیان و اخذ مشاوره، به صفحه منتورهاب مراجعه نمایید.

یادداشت ها

عقلانیت محدود به تصمیماتی اشاره دارد که افراد با وجود محدودیت های فیزیولوژی و کمبود اطلاعات اتخاذ می‌کنند. این محدودیت‌ ها اغلب با هنجار های رفتاری اقتصاد متعارف همخوانی ندارد.

افراد نمی‌توانند از معیار های هنجاری رفتاری‌ای استفاده کنند که با توجه به ظرفیت تصمیم‌گیری انسان و محدودیت‌ های محیطی که با آن مواجه است، منطقی نیستند.

عقلانیت محدود به معنای رفتار هوشمندانه در دنیای واقعی است. افراد اولویت‌های خود را با توجه به ظرفیت مغز در فرآیند تصمیم‌گیری و محیط تصمیم‌گیری توسعه می‌دهند و دست به انتخاب می‌زنند.

در واقع اقدام به بازنگری این پیش‌فرض می‌نماید که در عالم واقع، اتخاذ تصمیمات کاملاً عقلایی (انسان اقتصادی) غالباً غیرممکن است؛ زیرا در تصمیمات خود در شرایط واقعی با گستردگی مسئله و نیز محدود بودن منابع اطلاعاتی در دسترس مواجه هستند.

۱۴۰۴-۰۸-۱۸

پرویز کرمی، مدیرعامل مرکز نوآوری همیار دانش بنیان (همیارهاب)، طی یادداشتی در روزنامه فرهیختگان: مدتی است که به واسطه قرار گرفتن در مسئولیت مدیرعاملی مرکز نوآوری همیار دانش‌بنیان، بیشتر و عمیق‌تر در جریان چالش‌های روزافزون کسب‌وکار‌های نوپا و استارتاپی کشور قرار گرفته‌ام. این چالش‌ها به‌ویژه با توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خاص کشور، بسیار متنوع و پیچیده‌اند. در این یادداشت تلاش کرده‌ام تا به برخی از مهم‌ترین چالش‌های موجود در این فضا اشاره کنم و در کنار آن، رهیافت عملی خود را در این زمینه ارائه دهم. امیدوارم این نوشته به گونه‌ای مؤثر باشد تا با توجه به آنچه که از سوی سازمان‌ها و نهاد‌های بین‌المللی مانند JII و IMF اذعان شده، ایران به عنوان بزرگ‌ترین اکوسیستم و نیروی انسانی منطقه منا و خاورمیانه، بتواند گام‌های مؤثری در جهت حل این مشکلات بردارد.
مطمئناً با توجه به ظرفیت‌های عظیم کشور در این حوزه و با همت و همکاری سازمان‌های حاکمیتی و دولتی، به‌ویژه معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، همراه با حمایت از خود استارتاپ‌ها، می‌توان تدابیر و اقداماتی مؤثر برای حفظ و تقویت این اکوسیستم اتخاذ کرد. چالش‌های ذکرشده ممکن است هر استارتاپ را به‌طور متفاوت تحت تأثیر قرار دهد، اما همان‌طور که می‌دانیم، با عزم دولت در مسیر توسعه و انسجام ملی، همچنین حفظ و تقویت توسعه اکوسیستم استارتاپی، اقدامات و تلاش‌هایی جدی در جهت حل بخشی از این مشکلات در جریان است.

 

۱- مشکلات اقتصادی و مالی
دسترسی محدود به منابع مالی:
یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها، دسترسی به سرمایه‌گذاران و منابع مالی برای شروع و توسعه استارتاپ‌ها است. این مشکل به دلیل تحریم‌ها، تورم بالا و نوسانات اخیر ارز، به شدت افزایش یافته است.
نبود فرهنگ سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر: علی‌رغم شکل‌گیری و تنوع موضوعی مناسب صندوق‌های پژوهش و فناوری طی این سال‌ها هنوز فرهنگ سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر به‌کفایت و وسعت نیست و بیشتر سرمایه‌گذاران به دنبال بازگشت سریع و بدون ریسک سرمایه خود هستند.

 

۲- قوانین و مقررات پیچیده
بوروکراسی پیچیده:
کسب و کار‌های نوپا و استارتاپی با بوروکراسی‌های پیچیده اداری و قانونی مواجهند که بسیار زمان‌بر و هزینه‌زاست.
 نبود قوانین شفاف و حمایتی: به‌طور معمول، قوانین شفاف و خاصی برای حمایت از کسب‌وکار‌های استارتاپی وجود ندارد و عمدتاً از محل قوانین و مصوبات سایر تسهیلات مصوب، بعضاً پرداختی‌های ناچیزی صورت می‌گیرد و این باعث عدم اعتماد به نهاد‌های دولتی و ترس از ناپایداری در فضای کسب‌وکار می‌شود.

 

۳- چالش‌های مربوط به جذب و نگهداشت نیروی انسانی
نبود نیرو‌های ماهر و متخصص:
کمبود نیروی کار ماهر در حوزه‌هایی مانند فناوری اطلاعات، طراحی، مارکتینگ و فروش، چالشی جدی برای کسب وکار‌های نوپا و استارتاپ‌ها است.
 رقابت با شرکت‌های بزرگ‌تر: استارتاپ‌ها مجبورند برای جذب و نگهداشت نیرو‌های بااستعداد با شرکت‌های بزرگ‌تر که حقوق و مزایای بالاتری ارائه می‌دهند، رقابت کنند.

 

۴- کمبود دسترسی به بازار‌های جهانی
تحریم‌ها:
تحریم‌ها و محدودیت‌های اقتصادی بین‌المللی، دسترسی این گونه کسب‌وکار‌ها به بازار‌های جهانی و منابع مالی خارجی را محدود کرده است. همچنین، این تحریم‌ها باعث شده بسیاری از استارتاپ‌ها نتوانند به راحتی از پلتفرم‌های بین‌المللی برای تبلیغات، فروش یا جذب سرمایه استفاده کنند.
 پلتفرم‌های جهانی: دسترسی به اکثر سرویس‌ها و پلتفرم‌های جهانی برای استارتاپ‌های ایرانی محدود است.

 

۵- نبود اکوسیستم حمایتی و شبکه‌سازی قوی
کمبود شتاب‌دهنده‌ها و مراکز نوآوری:
اگرچه برخی شتاب‌دهنده‌ها و مراکز نوآوری طی این سال‌ها شکل گرفته و مشغول کارند؛ اما تعداد و کیفیت آن‌ها نسبت به کشور‌های دیگر هنوز به‌طور قابل توجهی کمتر است.
نبود ارتباطات و شبکه‌های حرفه‌ای: بسیاری از استارتاپ‌ها از شبکه‌های حرفه‌ای و مشاوره‌ای برای رشد و توسعه باز می‌مانند و این می‌تواند موجب افت کیفیت و رشد کند آن‌ها شود.

 

۶- تغییرات اقتصادی و اجتماعی
نوسانات اقتصادی:
تغییرات سریع و غیرقابل پیش‌بینی در وضعیت اقتصادی مثل تورم، تغییرات نرخ ارز یا بحران‌های اقتصادی، تأثیرات منفی زیادی بر استارتاپ‌ها دارد و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت را دچار مشکل می‌کند.
 افزایش نرخ فقر و کاهش توان خرید مردم: کاهش قدرت خرید مردم می‌تواند موجب افت تقاضا برای محصولات و خدمات استارتاپ‌ها شود، به‌ویژه در بخش‌های B2C.

 

۷- مسائل فنی و زیرساختی
عدم دسترسی به فناوری‌های پیشرفته:
برخی از استارتاپ‌ها به‌ویژه در حوزه‌های مرتبط با فناوری‌های نوین، مثل هوش مصنوعی یا بلاک‌چین، با مشکل دسترسی به زیرساخت‌های مناسب و فناوری‌های به‌روز مواجه هستند.
 سرعت پایین اینترنت و زیرساخت‌های مخابراتی: اینترنت کند و مشکلات زیرساختی می‌تواند تأثیر منفی بر استارتاپ‌های دیجیتال داشته باشد.

 

۸- بازاریابی و شناخت بازار
نداشتن استراتژی بازاریابی قوی:
بسیاری از استارتاپ‌ها فاقد استراتژی‌های بازاریابی مؤثر و علمی هستند و این باعث می‌شود تا نتوانند مخاطبان هدف خود را به‌درستی جذب کنند.
 آگاهی کم از برند و رقابت بالا: بسیاری از استارتاپ‌ها با مشکل رقابت شدید در بازار‌های کوچک و محدود مواجه هستند و برای کسب سهم بازار باید هزینه‌های بالای تبلیغات و برندینگ را تحمل کنند.

 

۹- مدیریت منابع و زمان
 چالش در مدیریت منابع: بسیاری از استارتاپ‌ها در مراحل اولیه با منابع محدود روبه‌رو هستند و این می‌تواند منجر به اشتباهات در تخصیص منابع، زمان و اولویت‌بندی پروژه‌ها شود.
فقدان تجربه در مدیریت پروژه‌ها: بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها ممکن است تجربه کافی در مدیریت تیم‌ها، پروژه‌ها یا استراتژی‌های بلندمدت نداشته باشند که به ایجاد مشکلات در مسیر توسعه کسب‌وکار منجر می‌شود.

 

پرویز کرمی – مدیر عامل مرکز نوآوری همیار دانش بنیان (همیارهاب)

روزنامه فرهیختگان

۱۴۰۴-۰۷-۰۸

انسان موجودی است که در جستجوی الگو ها و ثبات زندگی می‌کند. ذهن ما برای بقا، به دنبال پیش‌بینی‌ پذیری است و از دل آشوب، نظم استخراج می‌کند. اما همین ویژگی روانشناختی که به ما در مدیریت زندگی روزمره کمک می‌کند، می‌تواند به بزرگترین نقطه کور ما تبدیل شود: یک تمایل عمیق به این باور که «وضعیت موجود»، حالتی طبیعی و دائمی است. این پدیده، که می‌توان آن را «تفکر خط مستقیم» نامید، باعث می‌شود افراد و تمدن‌ ها در تشخیص نقاط عطف بزرگ تاریخ ناتوان باشند. بالاجی سرینیواسان این ذهنیت را «ثبات‌انگاری» (Stabilizer) می‌نامد؛ یک چارچوب فکری که در آن، منحنی‌ های پر فراز و نشیب تغییر، به شکل یک خط صاف و ابدی دیده می‌شوند.

پارادایم‌ های ابدی، تا روزی که دیگر نیستند

تاریخ، گورستان پارادایم‌ هایی است که روزی ابدی پنداشته می‌شدند. این فقط داستان فروپاشی ایدئولوژی‌ های سیاسی مانند کمونیسم نیست. این پدیده در هر حوزه‌ای قابل مشاهده است:

  • در فناوری: مدیران شرکت نوکیا در اوج قدرت خود، نمی‌توانستند جهانی را تصور کنند که در آن صفحه‌ کلید های فیزیکی جای خود را به صفحات لمسی بدهند. آن‌ ها در ایمان به برتری مدل کسب‌وکار خود، ظهور آیفون را نه یک انقلاب، که یک ناهنجاری موقتی دیدند.
  • در کسب‌وکار: صنعت موسیقی برای دهه‌ ها بر مدل فروش آلبوم‌ های فیزیکی استوار بود. ظهور فایل‌ های MP3 و اشتراک‌گذاری دیجیتال، برای این صنعت یک «کفر» به حساب می‌آمد. مدیران آن زمان، به جای پذیرش منحنی جدید، آن را یک تهدید غیرقانونی پنداشتند و فرصت رهبری انقلاب بعدی را از دست دادند.
  • در علم: فیزیک نیوتنی برای قرن‌ ها آنچنان دقیق و کامل به نظر می‌رسید که بسیاری از دانشمندان گمان می‌کردند به پایان فیزیک رسیده‌اند. نظریه نسبیت انیشتین و فیزیک کوانتوم، این «خدای علمی» را به چالش کشیدند و نشان دادند که جهان‌ بینی مستقر، تنها تقریب محدودی از واقعیتی بسیار پیچیده‌تر بوده است.

در تمام این موارد، مؤمنان به سیستم مستقر، با یک بحران ایمان روبرو شدند. این بحران از آنجا نشأت می‌گیرد که سیستم برای آنها فقط یک ابزار نیست، بلکه بخشی از هویت و جهان‌ بینی آن‌ هاست. به همین دلیل، تصور فروپاشی آن، مترادف با فروپاشی خودشان است.

سه مانع ذهنی در برابر دیدن تغییر

چرا ذهن ما تمایل دارد در این تله بیفتد؟ سه مفهوم کلیدی به ما در کالبد شکافی این «تفکر خط مستقیم» کمک می‌کنند:

۱. سرزمین مسطحِ زمان حال:
 در رمان کلاسیک «سرزمین مسطح»، موجودات دو-بعدی قادر به درک بُعد سوم نیستند. یک پدیده سه‌بعدی برای آنها غیرقابل فهم است. ما نیز اغلب در «سرزمین مسطحِ زمان حال» زندگی می‌کنیم. دنیای ما با قوانین، فناوری‌ ها و هنجار های اجتماعی فعلی تعریف شده است. هر ایده‌ی رادیکال و ساختارشکن چه هوش مصنوعی عمومی، چه اقتصاد غیرمتمرکز، یا یک مدل اجتماعی کاملاً جدید مانند یک شیء سه‌بعدی است که وارد دنیای دو بعدی ما می‌شود. ذهن «ثبات‌انگار» نمی‌تواند آن را به عنوان یک امکان واقعی پردازش کند و در بهترین حالت، آن را یک «اسباب‌بازی»، «کلاهبرداری» یا «فانتزی زودگذر» می‌نامد.

۲. استبداد مقیاس زمانی کوتاه:
 ما در مقیاسی انسانی زندگی می‌کنیم. افق دید ما توسط چرخه‌ های کوتاه‌ مدت تعریف می‌شود: روز، هفته، فصل، سال. اما نیرو های بزرگ و دگرگون‌ کننده تاریخ در مقیاس‌ هایی بسیار طولانی‌تر عمل می‌کنند. تغییرات اقلیمی، جابجایی قدرت‌ های ژئوپلیتیکی، یا انقلاب‌ های تکنولوژیک، منحنی‌ هایی هستند که در طول دهه‌ ها یا قرن‌ ها شکل می‌گیرند. از آنجا که ما تنها قطعه کوچکی از این منحنی را در طول عمر خود تجربه می‌کنیم، آن را صاف می‌بینیم. این مانند آن است که عمر یک حشره یک روز باشد و بر روی بدنه یک کشتی غول‌ پیکر زندگی کند؛ از دید او، کشتی یک سطح صاف و بی‌حرکت است، نه یک جسم متحرک در اقیانوسی عظیم.

۳. مغالطه «اینجا اتفاق نمی‌افتد»:
 این ذهنیت که می‌توان آن را «عادت‌زدگی به نرخ پایه» نامید، از یک استدلال ساده‌ انگارانه ناشی می‌شود: «چون تا به حال اینگونه بوده، پس همیشه اینگونه خواهد بود». این افراد با تمسخر به هر پیش‌بینی تغییری می‌گویند: «این بار فرق می‌کند، مگر نه؟».
آن‌ها با به سخره گرفتن جمله «این بار فرق می‌کند»، از این حقیقت غافل می‌شوند که باورِ پنهانِ خودشان یعنی اینکه «اوضاع هرگز به طور بنیادین تغییر نخواهد کرد» در بلندمدت قطعاً اشتباه است. در واقع، مغالطه خطرناک‌تر، پیش‌بینی احتمالی یک تغییر نیست، بلکه فرضِ قطعیِ یک ثباتِ ابدی است. تاریخ، داستان چیز هایی است که «فرق می‌کردند».

«تفکر خط مستقیم» یک گرایش طبیعی ذهن انسان است، اما در دنیایی که سرعت تغییرات به صورت نمایی در حال افزایش است، به یک مسئولیت خطرناک تبدیل شده است. این ذهنیت ما را در برابر شوک‌ ها آسیب‌پذیر می‌کند و باعث می‌شود فرصت‌ های بزرگ برای ساختن آینده‌ای بهتر را از دست بدهیم.

راه غلبه بر این نقطه کور، توسعه «چشم‌انداز منحنی» است. این به معنای پرورش سه ویژگی است:

۱. فروتنی فکری: پذیرش این واقعیت که مدل ذهنی فعلی ما از جهان، ناقص و موقتی است.

۲. آگاهی تاریخی: مطالعه چرخه‌ های بلند مدت ظهور و سقوط سیستم‌ ها در حوزه‌ های مختلف، از امپراتوری‌ ها گرفته تا شرکت‌ ها و فناوری‌ ها.

۳. کنجکاوی نسبت به ناهنجاری‌ ها: توجه جدی به ایده‌ ها و پدیده‌ هایی که در چارچوب فعلی نمی‌گنجند؛ همان «اشیاء سه‌بعدی» که وارد سرزمین مسطح ما می‌شوند.

در نهایت، توانایی تصور آینده‌ های متفاوت، یک تمرین فلسفی لوکس نیست، بلکه یک ابزار حیاتی برای بقا و پیشرفت در قرن بیست و یکم است. تنها با درک اینکه ما بر روی یک منحنی بزرگ در حال حرکت هستیم، می‌توانیم خود را برای پیچ‌ های تند پیش رو آماده کنیم.

منبع: استارتاپ لب

۱۴۰۴-۰۶-۲۵

پر بازدید‌ترین‌ها

نخستین عروسک با دیابت نوع 1 توسط باربی

معرفی نخستین عروسک با دیابت نوع ۱ توسط باربی

۱۴۰۴-۰۴-۲۲

پیشرفت بزرگ در درمان باکتری‌های مقاوم با کمک هوش مصنوعی

پیشرفت بزرگ در درمان باکتری‌های مقاوم با کمک هوش مصنوعی

۱۴۰۴-۰۴-۲۲

دستورالعمل صادرات دارو

صدور دستورالعمل جدید برای تسهیل صادرات دارو

۱۴۰۴-۰۴-۲۵

ادغام واترز کورپ و BD

یک ادغام بزرگ و مهم در حوزه تجهیزات و محصولات آزمایشگاهی و تشخیصی

۱۴۰۴-۰۴-۲۵

واکسن mRNA جدید سیستم ایمنی بدن را برای نابودسازی همه سرطان‌ها آموزش می‌دهد

واکسن mRNA جدید سیستم ایمنی بدن را برای نابودسازی همه سرطان‌ها آموزش می‌دهد

۱۴۰۴-۰۴-۲۹