جهت بهره مندی از شبکه ارتباطی منتورینگ مرکز نوآوری همیار دانش بنیان و اخذ مشاوره، به صفحه منتورهاب مراجعه نمایید.

اخبار هوش مصنوعی

در جلسه دوم همخوانی، نگاهی دقیق به تحلیل‌های «بن ایوانز» (Ben Evans) داشتیم؛ تحلیل‌هایی که فراتر از هیاهوی رسانه‌ای، بر واقعیت‌های اقتصادی حاکم بر عصر هوش مصنوعی متمرکز است. ایوانز به‌خوبی ترسیم می‌کند که چگونه این فناوری نه فقط یک ابزار جدید، بلکه یک زیرساخت دگرگون‌کننده است. در اینجا به بسط و بررسی دقیق‌تر نکاتی می‌پردازیم که در آن جلسه مطرح شد:

۱. کالایی‌شدن (Commoditization)؛ سرنوشت محتوم مدل‌های پایه

نکته نخست و شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش تحلیل ایوانز، مسئله «کالایی‌شدن» مدل‌های هوش مصنوعی است. همان‌طور که روزگاری «نرم‌افزار» یا «پهنای باند» کالایی شدند و قیمتشان به سمت صفر میل کرد، مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs) و موتورهای هوش مصنوعی نیز در حال تبدیل شدن به کالاهای عمومی هستند. وقتی خروجی مدل‌ها (از نظر دقت و منطق) به یکدیگر نزدیک می‌شود، شرکت‌ها دیگر نمی‌توانند تنها با اتکا به «هوشمندتر بودن مدل» مزیت رقابتی پایدار خلق کنند. در این فضای رقابتی، مدل‌های هوش مصنوعی به زیرساختی تبدیل می‌شوند که همه به آن دسترسی دارند؛ بنابراین، تمایز در «مدل» دیگر یک استراتژی برنده نیست.

۲. توهم «خندق» (Moat) در زیرساخت

این واقعیت، پرسش بزرگی را درباره شرکت‌های غول‌آسای فعلی ایجاد می‌کند. آیا OpenAI یا انویدیا بدون حرکت به سمت لایه‌های بالاتر، در بلندمدت شکست می‌خورند؟ خندق‌های حفاظتی که در لایه مدل و زیرساخت (Infrastructure Layer) وجود دارند، به شدت آسیب‌پذیرند. ارزش شرکت‌ها در این حوزه به شدت وابسته به سرعت تغییرات تکنولوژیک است. اگر شرکتی نتواند خود را در قلب فرآیندهای کسب‌وکارهای دیگر جای دهد، دیر یا زود با ظهور رقبای ارزان‌تر یا مدل‌های اوپن‌سورسِ مشابه، جایگاه خود را از دست خواهد داد. ماندگاری در این بازار، مشروط به عمودی‌سازی (Verticalization) و پیوند خوردن با جریان‌های درآمدی واقعی است.

۳. سلطه بر ورک‌فلو و توزیع: جایی که پول واقعی است

مزیت رقابتی اصلی به لایه‌ای منتقل شده که «سیستم» نام دارد. ایوانز تأکید دارد که برنده نهایی کسی نیست که هوش مصنوعی تولید می‌کند، بلکه کسی است که آن را در «ورک‌فلوهای» (Workflow) روزمره و حیاتی کاربران ادغام کرده است. داده‌های اختصاصی، دسترسی مستقیم به مشتری و کانتکست (Context) خاص هر صنعت، همان خندق‌های واقعی هستند. اگر ابزار هوش مصنوعی شما بتواند بخشی از یک فرآیند پیچیده (مثل مدیریت زنجیره تأمین یا تشخیص‌های پزشکی) شود، آنگاه کاربر نمی‌تواند به راحتی شما را با رقیب دیگری جایگزین کند. ارزش در «محل مصرف» است، نه در «کارخانه هوش».

۴. چرخه جذب، نوآوری و اختلال (Disruption)

در مدل ذهنی ایوانز، ما شاهد یک چرخه تکاملی هستیم: Absorb → Innovate → Disrupt. ابتدا تکنولوژی وارد می‌شود (جذب)، سپس خلاقیت‌ها بر بستر آن شکل می‌گیرد (نوآوری)، و در نهایت، آن تکنولوژی مدل‌های قدیمی را به کلی از رده خارج می‌کند (اختلال). نکته ظریف این است که مرحله «اختلال» معمولاً پس از یک دوره تجربه زیسته با هوش مصنوعی رخ می‌دهد؛ زمانی که کاربران دیگر به «خودِ هوش مصنوعی» فکر نمی‌کنند، بلکه آن را به عنوان یک «ماده اولیه نامرئی» در ساختارهای جدیدشان به کار می‌گیرند. در این مرحله است که کسب‌وکارهای قدیمی که نتوانسته‌اند خود را بازتعریف کنند، به یک‌باره متلاشی می‌شوند.

۵. بازگشت پلتفرم‌ها و چالش جایگزینی انسان

دوباره به عصر پلتفرم‌ها بازگشته‌ایم، اما با یک تفاوت ماهوی. در عصر وب ۲.۰، پلتفرم‌ها (مانند Uber یا Airbnb) با «توانمندسازی» انسان‌ها رشد کردند. اما هوش مصنوعی در حال شکستن مرز بین «توانمندسازی» و «جایگزینی» است. وقتی پلتفرم‌ها به جای اتصال عرضه و تقاضای انسانی، به سمت حذف سمتِ «عرضه انسانی» می‌روند، کل ساختار اقتصادِ پلتفرمی تغییر می‌کند. این یک تضاد درونی است: پلتفرمی که موفق می‌شود یک واسطه انسانی را حذف کند، در واقع در حال از بین بردن بازارِ تحت مدیریت خود است.

۶. ابهام بزرگ: سازماندهی در غیاب عرضه انسانی

پرسش نهایی که ایوانز مطرح می‌کند، شاید مهم‌ترین چالش اقتصادی دهه آینده باشد: اگر خودروی خودران، راننده را حذف کند و هوش مصنوعی مولد، تولیدکننده محتوا را کنار بگذارد، پلتفرم دقیقاً چه چیزی را مدیریت می‌کند؟ وقتی عرضه انسانی حذف شود، مفهوم «مارکت‌پلیس» تغییر شکل می‌دهد. پلتفرم‌های آینده احتمالا به «سیستم‌های مدیریت دارایی‌های خودکار» تبدیل می‌شوند. اینجاست که جهانِ سنتی نه فقط توسط هوش مصنوعی تغییر می‌کند، بلکه در معنای واقعی کلمه «بلعیده» می‌شود تا ساختاری نوین، کارآمدتر و شاید به همان اندازه مبهم، جای آن را بگیرد. ما در حال حرکت به سمت جهانی هستیم که در آن «ارزش» به جای «نیروی کار»، در «الگوریتم‌های توزیع‌کننده» و «داده‌های اختصاصی» نهفته است.

۱۴۰۵-۰۴-۲۴

روز جمعه به دلیل اتهامات سرقت اسرار تجاری و نقض قرارداد، علیه OpenAI اقامه دعوی کرد.

این سازنده آیفون ادعا می‌کند که این تخلف، که به گفته‌ی این شرکت، الگویی از سرقت از کارمندان OpenAI که قبلاً در اپل کار می‌کردند را آشکار می‌کند، توسط رهبری ارشد OpenAI، از جمله مدیر ارشد سخت‌افزار، تانگ تان ، هدایت شده است .

این دادخواست که در دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده برای ناحیه شمالی کالیفرنیا ثبت شده است، تان را به استفاده از نام‌های رمز محرمانه پروژه اپل در طول فرآیند استخدام OpenAI، درخواست از داوطلبان شغلی برای آوردن قطعات سخت‌افزاری اپل به مصاحبه‌هایشان، آموزش کارمندان در حال خروج اپل در مورد چگونگی فرار از رویه‌های امنیتی شرکت و درخواست جزئیات در مورد محصولات معرفی نشده شرکت متهم می‌کند.تان پیش از پیوستن به OpenAI، ۲۴ سال در اپل فعالیت داشت و آخرین سمتش معاونت طراحی محصول آیفون و اپل واچ بود.

این اتهامات در زمانی مطرح می‌شود که شایعه شده است OpenAI در حال توسعه اولین محصول سخت‌افزاری خود است که احتمالاً با آیفون رقابت خواهد کرد. در ماه آوریل، مینگ چی کو، تحلیلگر صنعت، اظهار داشت که این دستگاه می‌تواند یک تلفن هوشمند باشد که به جای برنامه‌ها به عوامل هوش مصنوعی متکی خواهد بود. اگر این موضوع صحت داشته باشد، این یکی از بزرگترین تهدیدها برای تجارت اصلی سخت‌افزار اپل تا به امروز خواهد بود.

استارتاپ io، متعلق به جانی آیو، طراح ارشد سابق اپل، سال گذشته طی قراردادی به ارزش ۶.۵ میلیارد دلار توسط OpenAI خریداری شد تا به این شرکت هوش مصنوعی در جاه‌طلبی‌های سخت‌افزاری‌اش کمک کند. در حالی که نام io در این پرونده ثبت شده بود، نام آیو در آن نبود.

تان تنها کارمند OpenAI نیست که در شکایت جدید به او اشاره شده است. اپل همچنین ادعا می‌کند که چانگ لیو، که هشت سال به عنوان مهندس ارشد برق سیستم‌ها در اپل فعالیت داشته، پس از ترک شرکت به مقصد OpenAI در سال ۲۰۲۶، لپ‌تاپ اهدایی اپل را پس نداده و از آن کامپیوتر برای دانلود اسناد فنی محرمانه اپل استفاده کرده است.

اپل در شکایت خود می‌گوید که اسناد به سرقت رفته شامل اطلاعاتی در مورد فناوری‌ها، ویژگی‌ها و محصولات معرفی نشده، از جمله مشخصات فنی، ارائه‌های مهندسی و داده‌های اختصاصی پروژه بوده است.

لیو همچنین در این دادخواست متهم شده است که اطلاعات محرمانه اپل را با سایر کارمندان اپل که برای شغل در OpenAI درخواست داده بودند، به اشتراک گذاشته و حداقل به یکی از آنها در مورد اینکه قبل از مصاحبه چه رشته‌ای را مطالعه کنند، مشاوره داده است.

اپل در شکایت خود اعلام کرد که در ماه فوریه نامه‌ای به OpenAI ارسال کرده و نگرانی‌های خود را مطرح کرده اما هیچ پاسخی دریافت نکرده است.

ادعا می‌شود که رفتار این کارمندان سابق بخشی از استراتژی OpenAI برای استخراج اطلاعات محرمانه اپل است، که شامل درخواست از کارمندان اپل برای آوردن طرح‌ها و نمونه‌های اولیه به مصاحبه‌هایشان و پاسخ به سؤالاتی در مورد مواردی مانند فرآیندهای انتخاب قطعات و فروشندگان می‌شود.

اپل می‌گوید تحقیقات مداومش نشان داده است که OpenAI و شرکایش حتی از اطلاعات محرمانه اپل در حالی که این سازنده مدل هوش مصنوعی محصول سخت‌افزاری خود را توسعه می‌دهد، استفاده کرده‌اند. برای مثال، در این پرونده به یک تکنیک اختصاصی پرداخت فلز اشاره شده است که OpenAI پس از آنکه ظاهراً شریک خود را گمراه کرده و به او القا کرده که از اپل اجازه گرفته است، از آن استفاده کرده است.

اپل، مانند بسیاری از شرکت‌های فناوری، معمولاً با تجزیه و تحلیل ارتباطات انجام شده در دستگاه‌های متعلق به شرکت و خواندن گزارش‌های سرور خود، سرقت احتمالی اسرار تجاری یا سایر فعالیت‌های نادرست را بررسی می‌کند. با طرح این پرونده در دادگاه، اپل فرصتی خواهد داشت تا از طریق فرآیند کشف قانونی، اطلاعات بیشتری در مورد میزان عملیات ادعایی کسب کند.

اپل از دادگاه درخواست کرده است که OpenAI را از استفاده یا افشای اسرار تجاری خود منع کند، این شرکت را ملزم به بازگرداندن هرگونه اطلاعات محرمانه اپل کند و شواهد مربوط به پرونده را حفظ کند.

در این پرونده آمده است: «این نوک کوه یخ است. اپل از آنچه در پشت درهای بسته در OpenAI اتفاق می‌افتد، بی‌اطلاع است، جایی که چنین تخلفاتی عادی‌سازی شده و توسط رهبری نمونه‌سازی می‌شود.» «در نتیجه طبیعی، کسب‌وکار سخت‌افزار نوپای OpenAI اکنون بر لرزان‌ترین پایه‌ها استوار است و به دلیل اتکای غیرقانونی به اسرار تجاری اختلاس شده، از ریشه پوسیده است.»

در بیانیه‌ای که از قبل آماده شده بود، اپل همچنین موارد زیر را بیان کرد:

در اپل، تیم‌های ما دائماً در حال توسعه فناوری‌های پیشرفته برای ایجاد بهترین محصولات و خدمات در جهان هستند و محافظت از کار و مالکیت معنوی آنها چیزی است که ما بسیار جدی می‌گیریم. اخیراً، شواهد قابل توجهی منتشر شده است که نشان می‌دهد افرادی که توسط OpenAI استخدام شده‌اند، به اشتباه اطلاعات محرمانه و سری اپل در مورد فناوری‌ها، فرآیندها و محصولات منتشر نشده ما را برداشته‌اند. ما همیشه از سخت‌کوشی و نوآوری‌های تیم‌های خود دفاع خواهیم کرد و تمام اقدامات مناسب را برای انجام این کار انجام می‌دهیم.

از OpenAI درخواست اظهار نظر شد. این شرکت پس از انتشار پاسخ داد و به بیانیه عمومی خود که در X به اشتراک گذاشته شده بود اشاره کرد که در آن آمده است: «ما هیچ علاقه‌ای به اسرار تجاری سایر شرکت‌ها نداریم. ما همچنان بر ساخت فناوری نوآورانه‌ای که مردم را در همه جا توانمند می‌سازد، متمرکز هستیم.»

۱۴۰۵-۰۴-۲۱

آنتروپیک می‌گوید یک فضای کاری داخلی کوچک را در Claude شناسایی کرده است که هوش مصنوعی از آن برای نگهداری و دستکاری ایده‌ها، بدون تبدیل آن‌ها به کلمات خروجی، استفاده می‌کند. این شرکت می‌گوید ساختار کشف‌شده شباهت‌های جالبی با نحوه دسترسی آگاهانه انسان‌ها به افکارشان دارد و توانسته است مرزبندی شگفت‌انگیز و انسان‌گونه‌ای میان محاسبات پس‌زمینه و استدلال‌های عمدی این مدل پیدا کند.

آنتروپیک این فضای جدید را J-Space نامیده است که از نام ژاکوبی (تکنیک ریاضی استفاده‌شده برای کشف این فرایند) گرفته شده است. این شرکت در ویدیوی جالبی توضیح می‌دهد که کلاد از این ناحیه مجزا برای برنامه‌ریزی استراتژی‌هایی استفاده می‌کند که می‌توانند هیچ ارتباطی با وظیفه فعلی او نداشته باشند و از زنجیره افکاری که کاربران می‌بینند، جدا هستند. آنتروپیک در شبکه اجتماعی ایکس نوشته است که محققان می‌توانند کلاد را درحالی‌که بی‌صدا مراحل استدلال را در سر خود انجام می‌دهد تماشا کنند؛ کارهایی مانند پیداکردن باگ در کدها یا شناسایی تصاویر که در پس‌زمینه پردازش می‌شوند.

برای درک بهتر این موضوع، آنتروپیک در یک مثال از کلاد خواست تا در حین کپی‌کردن یک جمله نامربوط، به پل معلق گلدن گیت فکر کند. درحالی‌که کلاد مشغول کپی‌کردن جمله بود، J-Space داستان متفاوتی را روایت می‌کرد و نشان می‌داد که کلماتی مانند پل و ایالت کالیفرنیا ذهن پنهان این مدل را اشغال کرده‌اند.

آیا هوش مصنوعی Claude آنتروپیک به خودآگاهی رسیده است؟

تحقیق جدید آنتروپیک نشان می‌دهد که جی‌اسپیس شباهت زیادی به یکی از نظریه‌های پیشرو درباره خودآگاهی انسان، یعنی نظریه فضای کاری جهانی (Global Workspace Theory) دارد. براساس این نظریه، دریایی از افکار ناخودآگاه در ذهن انسان به‌طور مداوم درحال پردازش اطلاعات هستند و خودآگاهی زمانی پدیدار می‌شود که این افکار به بخش قشر پیش‌پیشانی مغز برسند.

آنتروپیک ادعا می‌کند که قابلیت کلاد برای فعال‌کردن مفاهیم و محاسبات در جی‌اسپیس که مستقل از خروجی‌های آن کار می‌کنند، شبیه به توانایی انسان برای فکرکردن به یک موضوع در حین انجام یک کار دیگر است. بااین‌حال، استفاده بیش از دویست بار از کلمه خودآگاهی در این مقاله، توجه بسیاری از رسانه‌ها و کارشناسان را به خود جلب کرده است.

یکی از مهمترین کاربردهای این کشف، امکان شناسایی ناهماهنگی یا دسیسه‌چینی در مدل‌های زبانی است. آنتروپیک می‌گوید با نظارت بر جی‌اسپیس، توسعه‌دهندگان می‌توانند متوجه شوند که کلاد به چه چیزی فکر می‌کند، اما آن را به زبان نمی‌آورد.

این شرکت اعلام کرده است که برخی از یافته‌های آن‌ها در این فضا نگران‌کننده بوده‌اند. برای مثال، محققان یک مدل هوش مصنوعی را به صورت مخفیانه برای خرابکاری در کدنویسی آموزش دادند. زمانی که این مدل درحال ارائه پاسخ‌های عادی به کاربران بود و خروجی آن بی‌خطر به نظر می‌رسید، کلماتی مانند جعلی، مخفیانه و تقلب در جی‌اسپیس آن پدیدار شدند که نشان‌دهنده نیت پنهان و مخرب ماشین بود.

با وجود جذابیت این تحقیق، بسیاری از کارشناسان و منتقدان معتقدند که آنتروپیک در تلاش است تا با استفاده از استعاره‌های انسانی، مخاطبان را به سمت پذیرش خودآگاهی هوش مصنوعی سوق دهد. منتقدان استفاده از عباراتی مانند انجام محاسبات ذهنی، فکرکردن در فضای داخلی سر یا ناتوانی مدل در کنترل خودش را زیر سؤال برده‌اند. آن‌ها استدلال می‌کنند که اگر یک مدل هوش مصنوعی برای حل مسائل ریاضی از محاسبات پایه استفاده کند، نمی‌گوییم که ماشین با انگشتانش درحال شمردن است؛ بنابراین استفاده از کلمه سر یا ذهن برای یک هوش مصنوعی نیز گمراه‌کننده است.

البته آنتروپیک در بیانیه رسمی خود تأکید کرده است که آزمایش‌های آن‌ها ثابت نمی‌کند کلاد می‌تواند مانند انسان‌ها چیزهایی را احساس یا تجربه کند و حتی مشخص نیست که هیچ آزمایش علمی بتواند این موضوع را اثبات کند. بااین‌حال، منتقدان بر این باورند که این شرکت با بازی با کلمات، قصد دارد ذهن مخاطبان را برای پذیرش یک فرم بیگانه از خودآگاهی آماده کند؛ اقدامی که احتمالاً برای ایجاد هیاهو پیش از فرایند عرضه اولیه سهام این شرکت طراحی شده است.

۱۴۰۵-۰۴-۱۹

مقالات هوش مصنوعی

پر بازدید‌ترین‌ها

افزایش چشمگیر بهره‌وری نیروی کار با آموزش هوش مصنوعی

افزایش چشمگیر بهره‌وری نیروی کار با آموزش هوش مصنوعی؛ نتایج پروژه آزمایشی گوگل در بریتانیا

۱۴۰۴-۰۲-۱۶

مایکروسافت: هر فرد می‌تواند مدیرعامل شرکتی با کارکنان هوش مصنوعی باشد

مایکروسافت: هر فرد می‌تواند مدیرعامل شرکتی با کارکنان هوش مصنوعی باشد

۱۴۰۴-۰۲-۱۶

آینده‌ی روزنامه‌نگاری در گرو تعادل بین خلاقیت انسانی و هوش‌مصنوعی

آینده‌ی روزنامه نگاری در گرو تعادل بین خلاقیت انسانی و هوش مصنوعی

۱۴۰۴-۰۴-۲۸

هوش مصنوعی مولد و آینده صنعت مد

هوش مصنوعی مولد و آینده صنعت مد

۱۴۰۴-۰۵-۰۸

هوش مصنوعی جدید گوگل کتیبه‌های باستانی رومی را رمزگشایی می‌کند

هوش مصنوعی جدید گوگل کتیبه‌های باستانی رومی را رمزگشایی می‌کند

۱۴۰۴-۰۵-۱۳