جهت بهره مندی از شبکه ارتباطی منتورینگ مرکز نوآوری همیار دانش بنیان و اخذ مشاوره، به صفحه منتورهاب مراجعه نمایید.

اخبار مالی و سرمایه گذاری

تفاوت سرمایه گذاری خطرپذیر و سرمایه گذاری غیر بورسی

در نگاه اول سرمایه گذاری خطرپذیر و سرمایه گذاری غیربورسی کم و بیش یکسان به نظر می رسند: هردو شرکت هایی هستند که پول زیادی برای سرمایه گذاری در کسب و کارهای خصوصی دارند و امیدوارند سود کلانی بدست آورند. اما تفاوتهای اساسی بین این دو – در نوع شرکتی که در آن سرمایه گذاری می کنند- وجود دارد.

سرمایه گذاری خطرپذیر

یک نهاد سرمایه گذاری خطرپذیر، در اوایل عمر یک شرکت روی آن سرمایه گذاری می کند و به آن سرمایه حیاتی لازم را میدهد تا شروع به کار کند و با تلاش مجدانه و کمی شانس رشد کند.
نام نهادهای سرمایه گذاری خطرپذیر بیشتر با استارتاپ های فناوری محور گره خورده، شاید به این دلیل که بسیاری از این استارتاپ ها توسط این نهادها تامین مالی شده اند اما سرمایه وی سی ها به سرمایه گذاری های غیر فناوری مانند وی ورک و بلو باتل کافی نیز تخصیص داده می شود
پول در صندوق یک شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر از شرکای با مسئولیت محدود آن تهیه می شود که بسته به اندازه و وضع صندوق می تواند شامل شبکه ای از افراد ثروتمند ، دفاترمدیریت ثروت خانوادگی آنها و سرمایه گذاران نهادی مانند موقوفات خیریه یا دانشگاه، صندوق های بازنشستگی، صندوق های سرمایه گذاری مشترک و سایر شرکت های مدیریت پول باشد.
صندوق های خطرپذیر تمایل به سرمایه گذاری های جسورانه تری دارند که در چندین شرکت پخش می شود. به این ترتیب اگر یا چند استارتاپ شکست بخورند، کل سرمایه صندوق از دست نمی رود؛ در این میان اگر یک یا دو استارتاپ به موفقیت بزرگی دست پیدا کنند برای صندوق بسیار سود‌آور است.
از آنجا که بازار سرمایه گذاری خطرپذیر داغ تر شده است ، شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر اغلب برای تخصیص دورهای تأمین مالی با یکدیگر رقابت می کنند. بسیاری از سرمایه گذاران سعی می کنند، خود را با ارائه مجموعه ای از خدمات ، غالباً متناسب با زیر مجموعه خاصی از شرکت ها، متمایز کنند که از این روش برای توجیهِ گرفتن سهام قابل توجهی از آن شرکت ها استفاده می کنند. شرکت های سرمایه گذاری سرمایه گذاری خطرپذیر همچنین ممکن است در هیئت مدیره یک شرکت کرسی بگیرند. از نظر تئوری، این روش، باید به آنها حق حاکمیت و کنترل اضافی بر شرکت های موجود در پرتفوی آنها اعطا کند ، اما، ظهور ساختارهای سهم رأی چند سطحی (که معمولا بنیان گذاران آن را می پسندند) و تمایل اخیر به انتقال قدرت به بنیان گذاران نشان می دهد که مدیران قدرت کمتری نسبت به قبل دارند.

 

سرمایه گذاری غیربورسی

از سوی دیگر،‌ شرکت های سرمایه گذاری غیر بورسی روی شرکت هایی که نیاز به افزایش سرمایه و سازماندهی مجدد دارند متمرکز هستند که بتوان آنها را با سود خوب فروخت.
شرکت مدیریت دارایی بلک راک چگونگی عملکرد آن را در سه مرحله توصیف می کند: خرید ، مبادله، فروش. یک شرکت سرمایه گذاری بورسی با خرید سهام در یک شرکت (معمولاً سهام بزرگتری نسبت به یک شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر) ، امور بازسازی و تجدید ساختار را انجام می دهد تا درآمد بیشتری کسب کند و سپس آن را با سود زیاد، به عنوان مثال از طریق عرضه عمومی سهام بفروشد.
سرمایه گذاری غیر بورسی ریسک کمتری نسبت به سرمایه گذاری خطرپذیر دارد زیرا سرمایه گذاران غیر بورسی در شرکتی سرمایه گذاری می کنند که در حال حاضر بر پایه برخی از اصول تجارت بنا شده باشد- نه اینکه صرفا از دو بنیان گذار با لپ تاپ و یک رویا تشکیل شده باشد. به گزارش اینوستوپدیا ، بنگاه های سرمایه گذاری غیر بورسی معمولاً از شرکت ها سهم بیشتری دریافت می کنند.
پینگ یک نمونه خوب از شرکتی است که هم دارای سابقه سرمایه غیر بورسی و هم خطرپذیر است. پینگ ابتدا با تامین مالی از سمت صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر آغاز به کار کرد و در در سال ۲۰۰۴ مبلغ ۵.۸ میلیون دلار برای سری اِی خود از جنرال کاتالیست سرمایه جذب کرد. این شرکت همچنین در بازه زمانی سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۴ مجموعا ۱۲۸.۳ میلیون دلار سرمایه را در راندهای با نوسان متفاوت جذب کرده است.
این شرکت توسط شرکت سرمایه گذاری غیر بورسی ویستا اکوئیتی پارتنرز با مبلغ ۶۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۶ خریداری شد. اینکه ویستا به چه نحوی پینگ را بازسازی کرده نامشخص است، اما این شرکت چند هفته پیش خروج خوبی داشت. IPO آن قبل از تاریخ شروع معاملات ۱۸۷.۵ میلیون دلار سرمایه جذب کرد و سهام آن در اولین روز معاملات ۲۵ درصد رشد داشت. این شرکت از تاریخ ۱۶ اکتبر حدود ۱.۲۵ میلیارد دلار سهم از بازار را در اخیتار دارد.
با این حال ، فاصله بین این دونوع سرمایه گذاری به طور فزاینده ای در حال کمرنگ تر شدن می باشد.
پست میتز به طور مثال در ماه سپتامبر سال جاری مبلغ ۲۲۵ میلیون دلار سرمایه از شرکت سرمایه گذاری غیر بورسی جی پی آی سرمایه جذب کرده است. این شرکت قبلا نیز از شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر مانند اسپارک کپیتال و فاندرز فاند سرمایه جذب کرده است. این شرکت همچنین مبالغ هنگفتی از بلک راک و تایگر گلوبال منیجمنت سرمایه دریافت کرده است.
اینکه به چه میزان این دو نوع سرمایه گذاری در شرکت هایی که برای سرمایه گذاری انتخاب می کنند با هم همپوشانی دارند ، مشخص نیست. اما هر دو با سودآوری شرکت های خصوصی در حال پیشرفت هستند.

۱۴۰۴-۰۹-۱۶

تفاوت IPO و direct listing چیست؟

به طور سنتی، وقتی یک شرکت به یک “شرکت عمومی” تبدیل میشد به این معنی بود که از طریق عرضه اولیه سهام که به نام IPO نیز شناخته می شود، تامین سرمایه می کرد. در حالی که IPO هنوز مسیری است که اکثر شرکت ها انتخاب می کنند، در سال های اخیر دید شده که برخی از یونیکورن های تکنولوژی روش عرضه عمومی مستقیم را برای عرضه سهام خود انتخاب می کنند.
اسپاتیفای، سال گذشته مدل عرضه عمومی مستقیم را به شرکت ها – حداقل شرکت های تامین مالی شده توسط صندوق های سرمایه گذاری بزرگ- معرفی کرد و اسلک، امسال برای آغاز به کار منحصر به فرد خودش از این مدل پیروی کرد.
در این مقاله ، تفاوت های هر روش و معاملاتی را که یک شرکت در هنگام انتخاب هر یک از گزینه ها انجام می دهد، تفکیک می کنیم.

IPO چیست؟

در عرضه اولیه سهام، یک شرکت خصوصی سهام جدیدی را در اختیار عموم قرار می دهد که این شرکت را قادر می سازد تا سرمایه های جدید جذب کند و فعالیت هایش را گسترش دهد.
به منظور ارائه یک عرضه عمومی، شرکت به طور معمول با یک یا چند شرکت تامین سرمایه جهت دریافت خدمات پذیره نویسی وارد گفتگو می شود. شرکت های تامین سرمایه، به شرکت موردنظر به شکل های مختلفی مانند مشاوره در مورد قیمت سهم و پر کردن اسناد مالی SEC کمک می کنند تا برای عرضه عمومی سهامش آماده شود. این شرکت ها همچنین ارائه هایی را در قالب رودشو برگزار می کنند تا موجی از هیجان و یک بازار عمومی برای فروش سهام شرکت مزبور ایجاد کنند که سرانجام با نهایی شدن قیمت IPO اوج می گیرد.
برای اوبر که در ماه می، عرضه عمومی سهامش را آغاز کرد این رودشو شامل قطب های مهم مالی در سراسر جهان از جمله لندن بود. در آنجا مدیر عامل اوبر، دارا خسروشاهی برای بیش از ۱۰۰ سرمایه گذار درباره آینده اوبر، برنامه های این شرکت برای گسترش سرویس تحویل غذا و حوزه های جدید تجارت صحبت کرد. در روز عرضه عمومی سهام این شرکت، قیمت نهایی هر سهم ۴۵ دلار و شرکت در مجموع ۸.۱ میلیارد دلار سرمایه جذب کرد.
اگرچه شرکتها می توانند با IPO از طیف بیشتری از سرمایه گذاران بهره ببرند، اما هنوز خطرات عدم افزایش سرمایه مورد نیاز وجود دارد. علاوه بر این، استفاده از خدمات پذیره نویسی می تواند پرهزینه باشد – به طور عادی، شرکت های تامین سرمایه ۵ تا ۸ درصد سرمایه جذب شده در مدت عرضه عمومی را از آن خود می کنند.

direct listing چیست؟

در یک direct listing (که به عنوان یک عرضه عمومی مستقیم نیز شناخته می شود)، شرکت به جای صدور سهام جدید و جذب سرمایه جدید، سهام موجود را منتشر می کند. این امر نیاز به یک رودشو یا شرکت های ارائه دهنده خدمات پذیره نویسی را از بین می برد و باعث صرفه جویی در وقت و هزینه شرکت می شود.
از منظر تاریخی، این روش در درجه اول توسط کسب و کارهای کوچک آگاه به بودجه مورد استفاده قرار گرفته است که به دنبال جلوگیری از افزایش هزینه های مرتبط با IPO های سنتی بودند.
با این حال، اسپاتیفای، آن تجربه قبلی را به چالش کشید. این سرویس پخش مستقیم موسیقی با ریسک اینکه تقاضا و اشتیاق سرمایه گذار محض، باعث عدم سقوط قیمت سهام آن در غیاب یک شرکت تامین سرمایه می شود، نشان داد که کسب و کارهای بزرگ نیز کاندیداهای شایسته ای برای عرضه مستقیم هستند. درعوض، شرکت برای مهیا ساختن عرضه مستقیم خود، چندین مشاور را با هزینه ثابتی استخدام کرد و هزینه های آن ناشی از آن پایین آمد.
علاوه بر این، این روش به سهامداران این فرصت را می دهد که به محض عرضه عمومی، بدون گذراندن دوره مشخصی که آن را در هنگامIPO تجربه می کردند، سهام خود را در شرکت بفروشند. این روش همچنین می تواند منجر به جلوگیری از رقیق شدن سهام که معمولا موقع انتشار سهام جدید اتفاق می افتد، شود.
اما ، خطراتی مرتبط با حذف کارگزاران پذیره نویسی و دوره های زمانی لاک آپ که مانع از اشباع شدن بازار سهام و کاهش قیمت آن میشود، وجود دارد. بدون واسطه، هیچ تضمینی مبنی بر فروش سهام وجود ندارد و محافظت در برابر نوسانات می تواند دشوارتر باشد.
به منظور کاهش برخی از خطرات، شرکت هایی مانند اسپاتیفای به معاملات ثانویه روی آورده اند. معاملات ثانویه به سهامداران این فرصت را می دهد که سهام خود را قبل از یک عرضه مستقیم بفروشند و سطح کشف قیمتی را تدارک ببینند که این امر می تواند نوسانات بازار اولیه را کاهش دهد.

۱۴۰۴-۰۹-۱۶

استرایپ روز سه شنبه اعلام کرد که یک سرمایه ۲۵۰ میلیون دلاری از جنرال کاتالیست ، سکویا و آندرسن هورویتز جذب کرده است. این سرمایه قبل از ورود سرمایه جدید و رسیدن به ارزش ۳۵ میلیارد دلاری انجام شده و یک افزایش قابل توجه در پرداخت های B2B این شرکت از آخرین ارزشگذاری انجام شده به مبلغ ۲۲.۵ میلیارد دلار است.

استرایپ از چندین شرکت بسیار ارزشمند دیگر مانند Airbnb و SpaceX پیشی گرفت و درجایگاه سوم در لیست با ارزشترین بیزنس های تامین مالی شده آمریکا قرار گرفت. با توجه به شایعات پیرامون کاهش ارزش Juul به دلیل نگرانی های ناشی از تاثیر منفی بر سلامت به علت بخارات سیگارهای الکتریکی اش و WeWork در آستانه عرضه عمومی سهامش به ۱۰ میلیارد دلار کاهش ، استرایپ می تواند عنوان با ارزشترین شرکت تامین مالی شده در آمریکا را به دست بیاورد.

استریپ که توسط کارآفرینان ایرلندی پاتریک کالیسون و جان کالیسون تأسیس شده است ، مجموعه ای از ابزارهای پرداخت دارد که به شرکت های تجارت الکترونیکی و بازارهای آنلاین انجام معاملات کارت اعتباری ایمن ، پذیرش پرداخت مشتری و سپس پرداخت به فروشندگان شخص ثالث که کالاها یا خدمات را در لیست ثبت می کنند، کمک میکند. این شرکت مستقر در سانفرانسیسکو همچنین از stalwarts VC مانند GV ، Khosla Ventures و Kleiner Perkins تامین مالی می شود و همچنین بنیانگذاران پی پال پیتر تیل ، مکس لوچین و الون ماسک نیز از حامیان این استارتاپ بوده‌اند.

استریپ از زمان تأسیس در سال ۲۰۱۰ حدود ۱.۲ میلیارد دلار سرمایه جذب کرده است و طبق گزارش وال استریت ژورنال هیچ برنامه ای برای عرضه عمومی سهامش ندارد. اعلان سرمایه/ بودجه جدید دو هفته پس از اعلام Stripe مبنی بر افزودن ابزار وام و کارت اعتباری شرکتی برای مشاغل کوچک روی پلتفرم خود اعلام می شود. همچنین، استرایپ، دوشنبه هفته گذشته سرویس خدمات خود را در هشت کشور اروپایی دیگر راه اندازی کرد.

بخش پرداخت های B2B علاقه سرمایه گذاران مهمی را به خود جلب کرده است ، زیرا در این فضا ، استارتاپ ها فناوری نوظهور را به طور فزاینده ای/گسترده ای توسعه می دهند و به لیست در حال رشد خدماتشان ، مانند فاکتور الکترونیکی ، شبکه های پرداخت بین المللی ، راه حل های B2B بلاکچینی، آنالیز پرداخت و کارت های پرداخت مجازی اضافه می کنند.

طبق داده های پیچبوک، از زمان آغاز سال ۲۰۱۵ ، شرکت های تامین مالی شده توسط vc ها در پرداخت های B2B عمودی، درآمریکا ۱۵ راند بزرگ سرمایه جذب کرده اند،

اگرچه بودجه جدید Stripe قابل توجه است ، اما AvidXchange مستقر در کارولینای شمالی با توجه به اندازه معامله ، به لطف کمک های مالی ۳۰۰ میلیون دلاری در سال ۲۰۱۷ ، در صدر لیست قرار دارد. این شرکت، تولید کننده نرم افزار اتوماسیون فاکتور و پردازش پرداخت قبض است. یکی دیگر از استارتاپ های گران قیمت با حضور چندین باره در این لیست ، Brex است که کارت های اعتباری شرکتی را برای استارت آپ ها و سایر مشاغل فراهم میکند. با حمایت سرمایه گذارانی از جمله Kleiner Perkins و DST Global ، در ژوئن ۲۰۱۸ شروع به کار کرد،در حال حاضر $ ۲.۶ میلیارد دلار ارزش دارد و در اوایل این ماه یک رستوران در سانفرانسیسکو در محله South Park باز کرد. یکی دیگر از استارتاپ های قابل توجه در لیست ، Marqeta است که به مشتری های شخص ثالث مانند DoorDash و Instacart، در توزیع، پردازش و مدیریت کارت های پرداخت کمک می کند.

چندین شرکت سرمایه گذاری خطر پذیر high-profile و همچنین سرمایه گذاران فرشته از ابتدای سال ۲۰۱۰ در بخش پرداخت های B2B در ایالات متحده نسبتاً فعال بوده اند. طبق داده های پیچبوک، کلاینر پرکینز ، که در Stripe و Brex سرمایه گذاری کرده است ، با ۱۲ سرمایه گذاری، رکورد بیشترین تعداد معاملات را به به خود اختصاص داده است ، پس از آن مکس لوچین ، ۸۳North و آگوست کپیتال هر کدام با ۹ سرمایه گذاری در این لیست قرار دارند.

۱۴۰۴-۰۹-۱۶

مقالات مالی و سرمایه گذاری

پر بازدید‌ترین‌ها

گزارش ۲۰۲۵ سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی در کشورهای حوزه خلیج فارس

گزارش ۲۰۲۵ سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی در کشورهای حوزه خلیج فارس (توسط PwC)

۱۴۰۴-۰۴-۲۸

ساختار تامین مالی صندوق بین‌المللی پول و نقش آن در اقتصاد جهانی

گزارش: ساختار تامین مالی صندوق بین‌المللی پول و نقش آن در اقتصاد جهانی

۱۴۰۴-۰۴-۲۸

رفع مسائل زیست‌بوم نوآوری با تسهیل فعالیت CVCها

رفع مسائل زیست‌بوم نوآوری با تسهیل فعالیت CVCها

۱۴۰۴-۰۴-۲۹

سهم سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر در سهام در ایالات متحده

سهم سرمایه گذاری های خطرپذیر در سهام در ایالات متحده

۱۴۰۴-۰۵-۰۸

تابلو اوراق بدهی رسماً آغاز به کار کرد؛ تسهیل تأمین مالی شرکت‌های کوچک و متوسط

تابلو اوراق بدهی رسماً آغاز به کار کرد؛ تسهیل تأمین مالی شرکت‌های کوچک و متوسط

۱۴۰۴-۰۵-۰۸