جهت بهره مندی از شبکه ارتباطی منتورینگ مرکز نوآوری همیار دانش بنیان و اخذ مشاوره، به صفحه منتورهاب مراجعه نمایید.

بلاگ فناوری و نوآوری مقالات فناوری و نوآوری لبهٔ (پیشتازی) فناوری، یک راهنمای زنده برای بازی بلند مدّت فناوری آمریکا

لبهٔ (پیشتازی) فناوری، یک راهنمای زنده برای بازی بلند مدّت فناوری آمریکا

لبهٔ (پیشتازی) فناوری، یک راهنمای زنده برای بازی بلند مدّت فناوریِ آمریکا

گزارش تک اج (Tech Edge) که در ژانویه ۲۰۲۶ توسط مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) و در قالب پروژه امنیت اقتصادی و فناوری (EST) منتشر شده، یک گزاره ساده اما تعیین‌کننده را محور می‌گذارد: رهبری فناوری محصول اکوسیستم‌هاست، نه محصول چند جهش منفرد.

اکوسیستم، همان ترکیب پویا و انباشتی شرکت‌ها، پژوهشگران، نهادها، سیاست‌ها و شبکه متحدان است که «کشف آزمایشگاهی» را به «تولید صنعتی» تبدیل می‌کند و قابلیت‌های پراکنده را به مزیت شبکه‌ای قابل اعمال در «سرعت و مقیاس» می‌رساند.

نوآوری این گزارش در همین نقطه است: به‌ جای «عکس فوری» از رقابت (شمردن پتنت، سهم بازار یا ظرفیت تولید در یک لحظه)، تلاش می‌کند «محرک‌های زیرین» نوآوری، تجاری‌سازی و انتشار فناوری را نشان دهد و از دل آن، ابزار سیاست‌گذاری بسازد. از این رو، گزارش خود را «راهنمای زنده» معرفی می‌کند؛ یعنی چارچوبی که با تغییرات رقابت، به‌صورت دوره‌ای به‌روزرسانی می‌شود و مبنای مجموعه‌ای از ماژول‌های تخصصی درباره حوزه‌هایی مثل هوش مصنوعی، باتری، کوانتوم و تراشه خواهد بود.

برای اینکه بحث از سطح کلیات گذر نماید، گزارش دو «لنز» تحلیلی ارائه می‌دهد. لنز اول، چهار مولفه سازنده قدرت اکوسیستم است: (۱) بنیان‌های کلان اقتصادی و نهادی مثل ثبات و حاکمیت قانون و بازارهای عوامل؛ (۲) توانمندسازهای اختصاصی هر فناوری مثل زیرساخت پژوهش، استانداردها، حقوق مالکیت فکری و زنجیره تربیت و جذب استعداد؛ (۳) حکمرانی اکوسیستم، یعنی ظرفیت هماهنگی دولت–بخش خصوصی و تنظیم‌گری سازگار و یادگیرنده؛ و (۴) راهبردها و توانمندی‌های بنگاه‌ها در چرخه نوآوری، شبکه‌های تولید و تاب‌آوری. پیام ضمنی روشن است: مزیت فناورانه «نقطه‌ای» نیست؛ اگر یکی از این حلقه‌ها فرسوده شود، کل زنجیره مزیت شکننده می‌شود.

لنز دوم، گونه‌شناسی فناوری‌هاست؛ چون گزارش صراحتاً می‌گوید «نسخه واحد» برای همه حوزه‌ها شکست می‌خورد. بر اساس گستره کاربرد و پیچیدگی تولید، فناوری‌ها به چهار تیپ تقسیم می‌شوند: فناوری‌های پشته‌ای (Stack) مانند هوش مصنوعی و تراشه‌های پیشرفته؛ فناوری‌های دقیق (Precision) مانند موتورهای جت و لیتوگرافی؛ فناوری‌های تولیدی (Production) مانند ماشین‌ابزارهای رده‌بالا؛ و فناوری‌های پایه (Base) مانند عناصر کمیاب، باتری، فولاد و آلومینیوم. اهمیت این تفکیک در یک نکته است: «مزیت‌ها روی هم سوار می‌شوند». فناوری‌های پایه، ورودی فناوری‌های پشته‌ای‌اند و فناوری‌های تولیدی ظرفیت مقیاس‌دهی را تعیین می‌کنند؛ بنابراین ضعف در پایه و تولید، می‌تواند دستاوردهای پشته‌ای را در برابر فشار زنجیره تأمین یا اجبار ژئواکونومیک آسیب‌پذیر کند.

گزارش سپس یک «ترازنامه فناوری» ارائه می‌دهد: آمریکا در فناوری‌های پشته‌ای دست بالا دارد (کنترل حدود ۹۰ درصد بازار شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی و تولید شمار بیشتری از مدل‌های شاخص نسبت به چین) و در فناوری‌های دقیق خاصی مثل موتورهای جت، مزیت‌های انباشته و دیرپایی ساخته است. در مقابل، چین در فناوری‌های پایه دست بالا را دارد (از جمله فرآوری بیش از ۹۰ درصد عناصر کمیاب معدنی و تولید فولاد در مقیاسی که از مجموع دیگران فراتر می‌رود). در فناوری‌های تولیدی مانند ماشین‌ابزار نیز آمریکا بخشی از مزیت تاریخی را از دست داده و چین هم هنوز در رده‌های کاملاً پیشرفته با محدودیت مواجه است؛ جایی که اتحادیه اروپا و ژاپن به‌ واسطه شبکه‌های متراکم تأمین‌کننده و پرورش مستمر مهارت‌های فنی، نقش برجسته دارند.

اما نقطه فنی–راهبردی گزارش جایی است که معمولاً در روایت‌های رایج حذف می‌شود: «حلقه میانی مغفول» میان پژوهش مرزی و بازار. گزارش می‌گوید آمریکا در تحقیق مرزی ممتاز است، ولی در مرحله سرمایه‌بر مهندسی، آزمون، تأیید صلاحیت و مقیاس‌دهی بین آزمایشگاه و بازار دچار اصطکاک است و همین، منحنی‌های یادگیری را به بازیگری واگذار می‌کند که روی این مرحله سرمایه‌گذاری می‌کند. نتیجه هم روشن است: آمریکا اختراع می‌کند، اما «انتشار و نفوذ اقتصادی» کند می‌ماند و بازده ژئوپلیتیکی مزیت پشته‌ای محدود می‌شود.

گزارش این وضعیت را «تنگنای راهبردی» می‌نامد: چین همزمان نوآوری واقعی تولید می‌کند و از ابزارهای مرکانتیلیستی و بعضاً مخرب بهره می‌برد (دامپینگ زیرقیمت، انتقال اجباری فناوری، اعطای مجوز تحمیلی، سرمایه‌گذاری شکارگرانه و سرمایه دولتی صبور). در این چارچوب، کنترل صادرات و تعرفه‌ها «علامت» را هدف می‌گیرند، نه «علت» را؛ یعنی جایگزین ساخت ظرفیت داخلی و شبکه متحدان نمی‌شوند.

بر همین مبنا، «راهنمای زنده» گزارش بر سه راهبرد تقویت‌کننده یکدیگر بنا می‌شود: یکم، ایجاد «چابکی فناورانه» در هر چهار تیپ فناوری (پوشش همزمان پایه، تولیدی، دقیق و پشته‌ای) و طراحی ابزارهای مالی مشترک مانند «صندوق چابکی فناورانه» برای هم‌سرمایه‌گذاری دولت، بخش خصوصی و شرکا؛ همچنین استفاده هدفمند از «قانون تولید دفاعی» برای حوزه‌های پایه‌ای که به سرمایه صبور و کاهش ریسک نیاز دارند. دوم، حرکت با «سرعت و مقیاس» از طریق زمان‌بندی الزام‌آور در صدور مجوزها، شکستن گلوگاه تجاری‌سازی، تمرکز برنامه‌هایی نظیر Manufacturing USA بر خطوط پایلوت انتها به‌ انتها و ساخت زیرساخت مشترک مهندسی و داده، و سرمایه‌گذاری جدی روی مهارت‌های فنی با گواهی‌های قابل حمل برای مشاغلی مانند تکنسین‌ها و برق‌کاران. سوم، «حفاظت از شبکه» با کنترل صادرات چندجانبه و چابک‌تر (با تیم‌های واکنش سریع)، محدودیت‌های وارداتی مبتنی بر رفتار به‌ جای ممنوعیت‌های کور، نوسازی غربال سرمایه‌گذاری (CFIUS) و نیز توافق‌های تجاری همسو با فناوری برای اینکه متحدان به‌جای «موازنه‌گری» میان دو اکوسیستم، در شبکه مزیت آمریکا تثبیت شوند.

برای دانلود فایل کامل خبر کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار و مقالات

فناوری پهپاد به عنوان یکی از نوآوری‌های برجسته در کشاورزی هوشمند، توانسته است با ارائه راهکارهای دقیق در زمینه نظارت، نقشه برداری و اجرای عملیات سم پاشی و بذرپاشی، نقش کلیدی در افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌های تولید ایفا کند. استفاده از این فناوری نه تنها موجب بهبود عملکرد مزارع و کاهش مصرف مواد شیمیایی می‌شود، بلکه از منظر محیط زیستی نیز بسیار موثر است. با توجه به چالش‌های موجود در استفاده از پهپادها، تدوین راهکارهای جامع و استانداردسازی سیستم‌های مرتبط امری ضروری به نظر می‌رسد. همکاری میان دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و بخش خصوصی در زمینه توسعه فناوری‌های نوین، می‌تواند به انتقال دانش و ارتقای سطح بهره‌برداری از این فناوری کمک شایانی نماید. به طور کلی، تحول در مدیریت مزارع با استفاده از پهپادها زمینه‌ساز ایجاد کشاورزی هوشمند و پایدار شده و با کاهش هزینه‌های عملیاتی، افزایش کیفیت محصولات و حفظ منابع طبیعی، نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشور ایفا می‌کند. چشم‌اندازهای آینده نویدبخش تغییرات مثبت در این حوزه بوده و پیشرفت‌های بیشتر در فناوری‌های مرتبط، موجبات رشد و توسعه پایدار را فراهم خواهد کرد. با توجه به تمامی جوانب مطرح شده، استفاده از پهپادها به عنوان یکی از فناوری‌های کلیدی در کشاورزی هوشمند، راهگشای نوآوری و بهبود عملکرد در بخش کشاورزی است و می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش بهره‌وری و ایجاد مزیت‌های رقابتی برای کشاورزان داشته باشد. تحقیقات علمی و تجربیات موفق بین‌المللی نشان داده‌اند که تلفیق داده‌های دقیق به دست آمده از پهپادها با فناوری‌های هوش مصنوعی، امکان پیش‌بینی دقیق‌تر شرایط مزارع و بهبود برنامه‌ریزی‌های آبیاری و کوددهی را فراهم می‌آورد. این امر می‌تواند به عنوان ابزاری کارآمد در کاهش ریسک‌های ناشی از تغییرات اقلیمی و شرایط نامساعد محیطی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، توجه به نوآوری‌های فناورانه و استفاده از ابزارهای پیشرفته مانند پهپادها، می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد یک مدل جامع و یکپارچه مدیریتی در کشاورزی شود که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر محیط زیستی، منجر به توسعه پایدار و افزایش بهره‌وری گردد.
مقالات فناوری و نوآوری

کاربرد پهپادها در مدیریت مزارع و افزایش بهره‌وری کشاورزی

چگونه داده‌ های بزرگ (Big Data) کشاورزی را متحول می‌کنند؟
مقالات فناوری و نوآوری

چگونه داده‌ های بزرگ (Big Data) کشاورزی را متحول می‌کنند؟

نقش دیجیتالی سازی در صنعت کشاورزی و تأثیر آن بر این صنعت
مقالات فناوری و نوآوری

نقش دیجیتالی سازی در صنعت کشاورزی و تأثیر آن بر این صنعت

اشتراک گذاری: