چکیده
اقتصاد ایالات متحده امروز با بدهی ملی بیش از ۳۸ تریلیون دلار، کسریهای مزمن بودجه و تجارت، کاهش سهم دلار در تجارت جهانی و رشد حبابهای مالی مواجه است. اقدام ایالت فلوریدا در به رسمیت شناختن طلا و نقره به عنوان پول قانونی را میتوان نشانهای از آغاز تغییرات بنیادین دانست.
این مقاله با رویکرد آیندهپژوهی، وضعیت کنونی اقتصاد آمریکا را بررسی کرده و چند سناریوی محتمل شامل تداوم وضع موجود، تورم برای کاهش ارزش واقعی بدهی، گذار به پول سخت و گذار به ارز دیجیتال با پشتوانه سخت را تحلیل میکند. نتایج نشان میدهد که بازپرداخت بدهیها عملاً غیرممکن است و گذار به یک نظام پولی جدید (سخت یا دیجیتال) مسیر آینده خواهد بود.
۱. مقدمه
ایالات متحده به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان، همواره از دلار به عنوان ابزار اصلی قدرت سیاسی و اقتصادی استفاده کرده است. اما بدهیهای فزاینده، کاهش سهم دلار در تجارت جهانی و رشد نابرابریها موجب شدهاند که آینده این هژمونی مورد تردید قرار گیرد.
۲. وضعیت کنونی اقتصاد آمریکا
۲.۱ بدهیهای غیرقابل بازپرداخت
نسبت بدهی ملی به تولید ناخالص داخلی آمریکا به حدود ۱۳۰ درصد رسیده است. هزینه بهره بدهیهای دولت یکی از بزرگترین اقلام بودجه بوده و حتی کفاف پرداخت هزینههای جاری را ندارد. بازپرداخت واقعی عملاً غیرممکن است مگر اینکه فروض غیرواقعی زیر برقرار باشد:
-
دولت کسری بودجه نداشته باشد
-
نرخ بهره صفر باشد
-
تراز تجاری منفی از بین برود
-
جایگاه دلار در جهان حفظ شود
-
مالیاتها افزایش یابد و تمام رشد اقتصادی صرف پرداخت بدهی شود
حتی در این حالت نیز حدود یکربع قرن زمان لازم است تا آمریکا بدهی خود را پرداخت کند.
۲.۲ کسری تراز تجاری و کاهش جایگاه دلار
کسری تجاری مزمن و کاهش تدریجی سهم دلار در تجارت جهانی از نشانههای تضعیف قدرت مالی آمریکا است. سیاستهای انتقال صنایع انرژیبر از اروپا به آمریکا ممکن است در کوتاهمدت منجر به تورم داخلی و رکود بیشتر شود.
۲.۳ حباب بازارهای مالی
رشد غیرواقعی بازار سهام و داراییهای تکنولوژی، حبابی ایجاد کرده که دیگر حتی با سیاستهای جنگی نیز قابل پنهانسازی نیست.
۳. نشانههای تغییر
سیاستهای دولت ترامپ، پذیرش طلا و نقره به عنوان پول رسمی در فلوریدا، تضعیف دلار حتی در داخل و رشد رمزارزها همگی نشانههای وخامت اوضاع و آغاز تغییرات عمیق هستند. کاهش ارزش دلار و افزایش قیمت طلا نشاندهنده تسریع روند فروپاشی نظام پولی کنونی است.
۴. سناریوهای آینده
سناریوی اول: تداوم وضع موجود
در این سناریو، بدهیها و حبابها رشد میکنند و سقوط شدیدتر در آینده اجتنابناپذیر است. عرضه بیش از حد اوراق بدهی به بازار موجب تضعیف تدریجی دلار و خطر فروپاشی مالی خواهد شد.
سناریوی دوم: تورم برای کاهش ارزش واقعی بدهی
تورم بالاتر از نرخ بهره باعث کاهش ارزش واقعی بدهیها میشود، اما طبقات متوسط و ضعیف بازندگان اصلی خواهند بود. افزایش نقدینگی در کوتاهمدت به هدف کاهش بدهی نمیرسد و تنها بحران را تشدید میکند.
سناریوی سوم: گذار به پول سخت
پذیرش طلا و نقره یا سبدی از داراییهای سخت به عنوان پول رسمی میتواند بدهیهای گذشته را بیارزش کند و نظم جدیدی ایجاد نماید. اقدام ایالت فلوریدا ممکن است آغاز این مسیر باشد و در صورت گسترش، ارزش کنونی دلار بهشدت کاهش و ارزش جایگزینها مانند طلا افزایش خواهد یافت.
سناریوی چهارم: گذار به ارز دیجیتال با پشتوانه سخت
ارز دیجیتال با پشتوانه طلا یا سبد کالا میتواند اعتماد عمومی را احیا و کنترل مالی دولت را افزایش دهد، اما تعهدات بدهی آمریکا همچنان پابرجا خواهند ماند.
۵. آثار جهانی
در هر سناریو، هژمونی دلار تضعیف خواهد شد. ادامه وضعیت کنونی یا گذار به نظام جدید، موجب کاهش نقش دلار در نظام مالی جهانی میشود. آمریکا طی سالهای اخیر از ابزارهایی مانند جنگ اوکراین، تعرفهها، تنشهای جهانی و فشار بر متحدان برای حفظ سلطه مالی خود استفاده کرده است. اما روند کلی به سمت چندقطبی شدن نظام مالی جهانی پیش میرود.
جمعبندی
بازپرداخت بدهیهای آمریکا در شرایط فعلی عملاً ناممکن است. اقدام فرماندار فلوریدا در پذیرش پول سخت را باید نشانهای از آغاز تغییرات بنیادین دانست. محتملترین مسیر آینده، گذار به یک نظام پولی جدید مبتنی بر طلا یا ارز دیجیتال با پشتوانه سخت است — تغییری که به معنای پایان دلار کنونی آمریکا خواهد بود.
نویسنده:
دکتر محمدرضا یزدیزاده
عضو انجمن آیندهپژوهی ایران