جهت بهره مندی از شبکه ارتباطی منتورینگ مرکز نوآوری همیار دانش بنیان و اخذ مشاوره، به صفحه منتورهاب مراجعه نمایید.

بلاگ دانش بنیان و خلاق مقالات دانش بنیان و خلاق مقابله با سبزشویی در کشاورزی شاخص‌ های شفافیت و ممیزی ادعاها

مقابله با سبزشویی در کشاورزی شاخص‌ های شفافیت و ممیزی ادعاها

مقابله با سبزشویی در کشاورزی شاخص‌ های شفافیت و ممیزی ادعاها

مسیر مقابله با سبزشویی از شفافیت داده و روش آغاز می‌شود. در سطح بین‌المللی، روش «اثر زیست‌ محیطی محصول» یا PEF که توسط مرکز پژوهش‌های کمیسیون اروپا توصیه شده، چارچوبی سخت‌گیرانه برای ارزیابی چرخه‌ عمر چندمعیاره ارائه می‌دهد: تعیین واحد کارکردی، مرزبندی سیستم، کیفیت و منبع داده، و محاسبه اجباری رده‌های اثر. هنگامی که ادعا بر پایه PEF و قواعد بخشی آن (PEFCR) تنظیم و سپس توسط شخص ثالث مستقل راستی‌ آزمایی شود، امکان ادعای معتبر «کم‌ کربن»، «کم‌ مصرف آب» یا «بدون جنگل‌ زدایی» فراهم می‌شود و میدان برای قیاس‌های گمراه‌کننده تنگ‌تر خواهد شد.

در کنار روش‌های سنجش، موجی از سیاست‌های عمومی برای صیانت از انتخاب آگاهانه مصرف‌کننده در جریان است. در اتحادیه اروپا، «توانمندسازی مصرف‌کنندگان برای گذار سبز» ادعاهای کلی و مبهم را منع و استفاده از لوگوهای داوطلبانه غیرقابل اتکا را محدود می‌کند. در بریتانیا، «کد ادعاهای سبز» رقابتی‌ترین چارچوب اجرایی را برای بازاریابی می‌سازد: ادعا باید حقیقت‌گو، روشن و غیرمبهم، جامع از منظر چرخه‌ عمر، منصفانه در مقایسه و متکی به شواهد باشد. در ایالات متحده نیز قواعد تازه درباره حذف نقدهای جعلی، بخشی از اکوسیستم اطلاعاتی پیرامون برند را پاکسازی می‌کند تا ادعاهای محیط‌زیستی نتوانند با تکیه بر شهرت مصنوعی، واقعیت سنجه‌ها را بپوشانند.

کشاورزی به دلیل وابستگی شدید به خاک، آب، انرژی و تنوع زیستی، در معرض حساس‌ترین ادعاها قرار دارد. عبارت‌هایی مانند «طبیعی»، «سبز»، «پایدار» و «سازگار با محیط زیست» اگر محدوده و مبنای محاسبه‌شان مشخص نباشد، می‌توانند گمراه‌کننده باشند. در مقابل، شاخص‌های مبتنی بر استانداردهایی مانند ISO 14067 برای ردپای کربن محصول، ISO 14064-1 برای حسابداری گازهای گلخانه‌ای سازمانی، ISO 22095 برای زنجیره پوشش، و قواعد PEFCR در حوزه‌هایی مثل لبنیات، میوه و سبزی یا خوراک دام، زبان مشترکی برای ممیزی و راستی‌آزمایی ادعاها فراهم می‌کند. این زبان مشترک در عمل یعنی هر گزاره‌ای که روی بسته‌ بندی یا در تبلیغ ظاهر می‌شود، به یک پرونده فنی قابل بررسی ارجاع دارد.

ورا یورووا، نایب‌رئیس کمیسیون اروپا:

«توانمندسازی مصرف‌کنندگان یعنی ابزار انتخاب آگاهانه بدهیم و از سبزشویی و فرسودگی زودرس جلوگیری کنیم.»

برای ایران، همگرایی با این روندهای جهانی نه تنها یک الزام صادراتی است، بلکه بهبود کیفیت تصمیم در سرمایه‌گذاری نیز به همراه دارد. وقتی ارزیابی‌ها بر مبنای LCA استاندارد اجرا و زنجیره داده و گواهی‌ها قابل رهگیری باشد، ریسک دعاوی حقوقی، باز پس‌ خوانی ادعاها و آسیب اعتباری کاهش می‌یابد. از منظر رقابت‌پذیری نیز، عرضه محصولات با ادعاهای قابل ممیزی (مثلاً شیر با ردپای کربن کاهش‌ یافته یا زعفران با ردیابی مزرعه‌ محور) امکان تمایز واقعی و قیمت‌گذاری ارزش‌ محور را فراهم می‌کند.

تمایز میان «اطلاع‌رسانی صحیح» و «ادعای سبز» در کشاورزی به ظرایف روش‌شناسی بستگی دارد. اگر تولیدکننده صرفاً بخشی از چرخه‌ عمر را انتخاب کند و درباره بخش‌های پراثرتر سکوت کند، ادعا ناقص و بالقوه گمراه‌ کننده است. برای نمونه، بیان «کاهش ۳۰ درصدی انتشار» وقتی معتبر است که واحد کارکردی روشن، مرزبندی فرایندها شفاف و کیفیت و منبع داده‌ها مستند باشد. چنین ادعایی، بدون ارجاع به سناریو، سال داده و مفروضات اصلی، از دید ممیز قابل دفاع نیست و در بازارهای قانون‌مند می‌تواند با محدودیت رو به‌ رو شود.

از حیث ارتباطات بازاریابی نیز باید مرزها روشن باشد. استفاده از اصطلاحات کلی مانند «دوستدار طبیعت»، «سبزتر»، «پاک» یا «بدون تاثیر» فقط در صورتی مجاز است که با مدارک مستقل، گستره اعتبار ادعا مشخص شده باشد. به بیان دقیق‌تر، ادعا باید یا به کل چرخه‌عمر مربوط باشد یا اگر به بخشی محدود است، محدودیت آن با وضوح بیان شود. افزون بر این، مقایسه‌ها باید منصفانه و مبتنی بر روش یکسان باشند؛ مقایسه دو محصول در واحد کارکردی متفاوت یا با سناریوهای داده ناهمگون، نتیجه‌ای معنادار به دست نمی‌دهد و می‌تواند برای مصرف‌کننده گمراه‌کننده باشد.

نقش پلتفرم‌های دیجیتال و نقدهای کاربران نیز به نقطه کانونی مبارزه با اطلاعات گمراه‌کننده تبدیل شده است. هنگامی که نقدهای جعلی یا دستکاری‌ شده، تصویری غیر واقعی از کارایی محیط‌ زیستی یک محصول می‌سازند، نه‌ تنها انتخاب مصرف‌کننده منحرف می‌شود، بلکه انگیزه سرمایه‌گذاری‌های درست در بهبود عملکرد واقعی کاهش می‌یابد. قواعد ضدنقد جعلی و نظام‌های نظارتی تبلیغات، حلقه مکمل ممیزی‌های فنی به شمار می‌آیند و برای صنایع غذایی و کشاورزی که سهم بزرگی از فروششان بر اعتماد مصرف‌کننده بنا شده است، اهمیت مضاعف دارند.

در نهایت، مقابله موثر با سبزشویی نیازمند هم‌افزایی فناوری و حکمرانی داده است. سنسورهای مزرعه، سامانه‌های مدیریت داده چرخه‌ عمر، شناسه یکتای قطعه زمین، و رجیستری الکترونیکی ادعاها می‌تواند هزینه گردآوری شواهد را کاهش دهد و راستی‌آزمایی ثالث را تسهیل کند. هم‌زمان، آموزش تیم‌های بازاریابی و فروش برای استفاده دقیق از واژگان و حدود ادعا، بخشی حیاتی از حاکمیت شرکتی است. بدین ترتیب، مسیر سرمایه‌گذاری سبز از ادعاهای کلی و مبهم به سمت بهبودهای قابل اندازه‌گیری و ممیزی‌ شده منحرف نمی‌شود.

تعریف و تاریخچه مقابله با سبزشویی در کشاورزی

سبزشویی در ساده‌ترین تعریف، استفاده از زبان، نماد یا روایت‌هایی است که تصویری بهتر از واقعیتِ عملکرد محیط‌ زیستی یک محصول یا بنگاه ارائه می‌دهد. در کشاورزی، این پدیده می‌تواند از ادعای «طبیعی» بر پایه نبودِ سند، تا استفاده از لوگوهای داوطلبانه‌ای که مسیر ممیزی و اعتباردهی روشن ندارند، بروز کند. مرزبندی منطقی میان اطلاع‌ رسانی مشروع و ادعای گمراه‌کننده تنها زمانی ممکن است که شاخص‌های شفافیت، روش‌های سنجش استاندارد و راستی‌ آزمایی ثالث در دسترس و قابل اتکا باشند. همین ضرورت، سبب شکل‌گیری جریان‌های سیاستی و فنی در دهه اخیر شده است تا زبان علمی سنجش اثرات محیط‌ زیستی به زبان اجرایی بازار مصرفی متصل شود.

در سطح روش‌شناسی، ارزیابی چرخه عمر بر پایه راهنماهای «اثر زیست‌ محیطی محصول» و «اثر زیست‌ محیطی سازمان» به عنوان بهترین رویه برای مقایسه چند معیاره تثبیت شده است. این چارچوب‌ها با تعریف واحد کارکردی، تعیین مرزهای سیستم از مزرعه تا خروجی، الزامات کیفیت داده، و رده‌های اثر اجباری مانند تغییرات آب‌ و هوایی، مصرف آب، اسیدی شدن و یوتروفیکاسیون، امکان مقایسه ادعاها را در یک زبان مشترک علمی فراهم می‌کنند. در صنایع غذایی، قواعد بخشی مانند PEFCR لبنیات، PEFCR میوه و سبزی و PEFCR خوراک دام، سنجه‌ها و مفروضات مشترک را تعریف کرده‌اند تا ادعاها قابل تطبیق و راستی‌ آزمایی باشد.

از منظر حقوق مصرف‌کننده، اروپا با اصلاح چارچوب تجارت ناعادلانه و تدوین دستورالعمل توانمندسازی مصرف‌کنندگان، مسیر روشنی را برای ممنوعیت ادعاهای مبهم و منع استفاده از نمادهای غیرقابل اتکا گشوده است. این خط‌مشی‌ها نه فقط بازاریابی مصرفی، که ارتباطات تجاری بنگاه‌های مواد غذایی با خریداران عمده و خرده‌ فروشان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. در بریتانیا، راهنماهای اجرایی و کدهای تبلیغات، سازوکاری عملی برای رسیدگی سریع به ادعاهای گمراه‌کننده فراهم کرده‌اند و رویه‌های رایج مانند استفاده از واژگان کلی یا مقایسه‌های ناقص را به چالش می‌کشند.

در آمریکا، تقویت اجرای برچسب ارگانیک، زنجیره تأمین و واردات ارگانیک را به مدارک الکترونیکی و قابل پیگیری گره زده است؛ این تحول، ریسک سوء استفاده از محبوبیت برچسب ارگانیک را کاهش می‌دهد و هم‌زمان تقاضای شفافیت داده برای گواهی‌کنندگان و صادرکنندگان را بالا می‌برد. هم‌ افزایی این تحول با قاعده منع نقدهای جعلی و دستکاری شهرت آنلاین، تصویری کامل‌تر از مبارزه با اطلاعات فریبنده در بازار کالاهای مصرفی ارائه می‌دهد؛ بازاری که بخش بزرگی از محصولات کشاورزی پردازش‌ شده در آن رقابت می‌کنند.

در سطح استانداردسازی فنی، خانواده ISO 14020، ۱۴۰۲۱ و ۱۴۰۲۵ قواعد ادبیات ادعا، برچسب‌گذاری نوع دوم (خوداظهاری) و اظهارنامه‌های نوع سوم (EPD) را تبیین می‌کند. استانداردهای ۱۴۰۶۷ و ۱۴۰۶۴-۱ به ترتیب، حسابداری ردپای کربن محصول و گزارش‌دهی سازمانی را همگرا می‌کنند و ISO 22095 مدل‌های زنجیره پوشش از توازن جرم تا ردیابی گسسته را تعریف می‌نماید. کنار هم قرار گرفتن این خانواده با PEF/OEF اروپا و قواعد بخشی آن، یک ستون فقرات فنی برای ممیزی ادعاها به‌ وجود می‌آورد که می‌تواند مبنای ارجاعات قراردادی و نظارتی قرار گیرد.

نقطه عطف دیگر طی سال‌های اخیر، تمرکز قانون‌گذاری بر ادعاهای مرتبط با جنگل‌زدایی و ردیابی جغرافیاییِ مبدأ است. مقررات ضدجنگل‌ زدایی اروپا با تاکید بر مختصات قطعه زمین و تطبیق با سامانه‌های اظهاریه دقت‌ سنجی، استانداردی جدید در ادعای «بدون جنگل‌ زدایی» ایجاد کرده است. هرچند اجرای سراسری آن زمان‌بندی شده، جهت کلی سیاست روشن است: ادعاهایی از این دست، بدون داده‌های مکانی، اسناد منشأ و ردیابی شفاف قابل پذیرش نخواهند بود.

در ایران، اسناد و برنامه‌های استانداردی مرتبط با برچسب‌ها و اظهارنامه‌های زیست‌ محیطی در دستور کار و اسناد تدوین قرار گرفته و پیوندهای فنی با استانداردهای بین‌المللی برقرار شده است. فرصت پیش رو آن است که با تعریف راهنمای ملی ادعاهای محیط‌ زیستی همسو با بهترین رویه‌های بین‌المللی، و تعیین ساز و کار تایید ثالث مستقل، زمین بازی روشن برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان فراهم شود. این مسیر، نیازمند همکاری نهادی میان سازمان‌های متولی استاندارد، وزارتخانه‌های تخصصی، گمرک، قرنطینه و نهادهای اعتباردهی است.

وضعیت جهانی و موردکاوی‌ها

اتحادیه اروپا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مقررات‌گذار در حوزه ادعاهای محیط‌زیستی، نقشه راهی ترکیبی از قواعد افشای علمی و حمایت از مصرف‌کننده ترسیم کرده است. ممنوعیت ادعاهای کلی در تبلیغات مصرفی، توصیه به استفاده از روش‌های استاندارد ارزیابی چرخه عمر، و حرکت به سمت تایید ثالث برای ادعاهای برجسته، سه ستون اصلی این نقشه راه هستند. برای تولیدکنندگان کشاورزی، معنای عملی این جهت‌گیری آن است که هر ادعای «کم‌ اثرتر بر آب‌وهوا» یا «پایدار» باید به یک پرونده فنی ارجاع دهد که شامل واحد کارکردی، مرزبندی، کیفیت داده و عدم‌ قطعیت‌ها باشد.

یک مطالعه موردی شناخته‌شده در اروپا، حرکت زنجیره لبنیات به سوی قواعد بخشی PEFCR است. صنایع لبنی اروپایی با تعریف سنجه‌های یکپارچه برای محاسبه انتشار، مصرف آب، تغییر کاربری زمین و سایر رده‌های اثر، امکان مقایسه بنگاه‌ها و محصولات را در یک سطح فراهم کرده‌اند. این همگرایی، علاوه بر کاهش هزینه داوری اختلافات، به برنامه‌ریزی کاهش انتشار در مزرعه (مانند بهینه‌سازی خوراک دام یا مدیریت کود و نیتروژن) جهت داده است. رویکرد مشابهی در خوراک دام و گروه میوه و سبزی نیز پیگیری می‌شود که به بنگاه‌ها اجازه می‌دهد ادعاهای بهبود عملکرد را با چارچوبی مشترک ارائه کنند.

بریتانیا با ابزارهای اجرایی سریع و راهنماهای تخصصی، نمونه‌ای از حکمرانی چابک را ارائه داده است. آگهی‌های تبلیغاتی در حوزه غذا و نوشیدنی که از اصطلاحات کلی مانند «پاک»، «سبز»، «بدون اثر» یا «صددرصد قابل بازیافت» استفاده می‌کنند، تحت آزمون سخت‌گیرانه «چرخه‌ عمر» قرار می‌گیرند؛ یعنی اثبات باید به کل چرخه محصول مربوط باشد و نه یک بخش کوچک و کم‌اثر. این رویکرد در عمل، بسیاری از روایت‌های بازاریابی را به مسیر دقیق‌نویسی، ارائه مفروضات و مستندات و استفاده از زبان محدودتر اما دقیق‌تر هدایت کرده است.

در ایالات متحده، تمرکز بر سلامت ادعاهای «ارگانیک» و پاک‌سازی اکوسیستم نقد و نظرهای مصرف‌کنندگان، ترکیبی از نظارت فنی و محافظت رفتاری از بازار ایجاد کرده است. الزام به گواهی الکترونیکی برای واردات ارگانیک و تقویت بازرسی و ردیابی، احتمال تقلب در زنجیره را کاهش می‌دهد. در کنار آن، ممنوعیت فروش یا خرید نقدهای جعلی، انگیزه‌های دستکاری تصویر محیط‌زیستی برند در فضای دیجیتال را محدود می‌سازد. این دو سیاست کنار هم، زمینه‌ای را فراهم می‌آورند که در آن «ادعای محیط‌ زیستی بی‌پشتوانه» سخت‌تر بتواند بر شهرت مصنوعی تکیه کند.

فرانسه با وضع قواعد اختصاصی درباره کاربرد عبارت «بی‌ طرفی کربنی» در تبلیغات، به حساس‌ترین ادعای عصر کربن پاسخ داده است: اگر برندی می‌خواهد در تبلیغ خود از «خنثی بودن کربن» سخن بگوید، باید روش محاسبه، دامنه، سناریو و نقش جبران‌سازی را با جزئیات و با اتکا به استانداردهای شناخته‌ شده افشا کند. این سیاست برای جلوگیری از معادل‌ سازی نادرست میان «جبران» و «کاهش واقعی» طراحی شده است.

آلمان با راهنمایی‌های نهاد محیط‌ زیست خود، رویه‌های بیان ادعاهای محیط‌ زیستی را شفاف کرده و برای اصطلاحات پرکاربرد معیار گذاشته است. در چین نیز، برنامه ملی برچسب محیط‌ زیست، بستر نهادی برای برچسب‌گذاری و ارزیابی معیارهای عملکرد فراهم آورده و در بخش‌هایی از بازار داخلی، نقش مرجعیت ایفا می‌کند. اگرچه تفاوت‌های حکمرانی و بازار، مسیرهای متنوعی رقم زده، اشتراک مهم آن‌ها تاکید بر ساز و کارهای اعتباردهی، دستورالعمل‌های فنی روشن و پیوند با بازار مصرف‌کننده است.

پیامدهای اقتصادی این رویکردها در مقیاس جهانی دوگانه است. از یک سو، هزینه‌های انطباق برای شرکت‌هایی که تاکنون بر ادعاهای کلی تکیه می‌کردند افزایش می‌یابد؛ نیاز به گردآوری داده، استقرار سیستم‌های ردیابی، و مراجعه به تاییدکنندگان ثالث به سرمایه‌گذاری اولیه نیاز دارد. از سوی دیگر، شفافیت و مقایسه‌پذیریِ ادعاها، عدم‌ تقارن اطلاعاتی را کاهش می‌دهد و به شرکت‌هایی که واقعاً عملکرد بهتری دارند، مزیت رقابتی می‌دهد. برای زنجیره‌های ارزش کشاورزیِ پیوسته به صادرات، به‌ ویژه به اتحادیه اروپا و بریتانیا، این مزیت می‌تواند تفاوت میان دسترسی به بازار و از دست دادن آن باشد.

برای زنجیره‌های کشاورزی که در آن هزاران مزرعه کوچک و متوسط مشارکت دارند، طراحی سامانه‌های ردیابی با هزینه قابل‌تحمل و تجربه کاربری ساده، تعیین‌کننده موفقیت سیاست‌های ضدسبزشویی است. راهکارهای توازن جرم برای کالاهای همگن، تجمیع داده برای خوشه‌های تولیدی، و استفاده از شناسه یکتا و گذرنامه دیجیتال محصول می‌تواند شکاف میان الزامات سخت‌گیرانه و توان عملیاتی بهره‌برداران را پر کند. هم‌چنین، انتشار عمومی حداقلی از داده‌های غیرحساس و استفاده از داشبوردهای مقایسه‌ای، فشار همتایان را برای بهبود مستمر برمی‌انگیزد و اعتماد خریداران نهادی را افزایش می‌دهد.

ابعاد فنی، عملیاتی، اقتصادی و مسیر بومی‌سازی برای ایران

برای تبدیل مقابله با سبزشویی از شعار به عمل، زنجیره‌ای از ابزارهای فنی و حکمرانی لازم است. نخست، «حسابداری چرخه‌عمر» باید با ساز و کار جمع‌آوری داده میدانی و کیفیت‌ سنجی منسجم شود: تعریف واحد کارکردی متناسب با محصول (مثلاً کیلوگرم محصول در دروازه مزرعه)، تعیین مرزهای سیستم (از نهاده تا درِ کارخانه یا تا مصرف‌کننده)، و ثبت کیفیت داده (اندازه‌گیری، مدل یا فرض) مبنای محاسبه رده‌های اثر مانند تغییرات آب‌وهوا، مصرف آب، اسیدی شدن، یوتروفیکاسیون و تغییر کاربری زمین است. دوم، «تطابق بخشی» از طریق قواعد PEFCR موجب می‌شود ادعاهایی که درباره گروه‌های کالایی مشابه مطرح می‌شود، به‌صورت منصفانه قابل قیاس باشد. سوم، «اعتبارسنجی ثالث» توسط نهادهای مستقل، پیوند ادعا با شواهد را قبل از عرضه عمومی کنترل می‌کند.

در بعد عملیاتی، «زنجیره پوشش» مطابق ISO 22095 قلب ردیابی منشأ و مدل‌های انتقال ویژگی‌های پایداری است. بسته به ماهیت محصول، می‌توان میان ردیابی گسسته، تجمیعی، توازن جرم یا مدل اعتباری یکی را برگزید. برای کالاهای همگن مانند غلات یا روغن‌های گیاهی، توازن جرم ممکن است عملی‌تر باشد، در حالی که برای محصولات ممتاز با ارزش افزوده بالا (مانند زعفران یا پسته ممتاز) ردیابی گسسته مناسب‌تر است. اتصال ترازوهای انبار، قبض‌های حمل، و گواهی‌های مزرعه به یک گذرنامه دیجیتال محصول، کار ممیزی را تسهیل و هزینه تطابق را کاهش می‌دهد.

در بعد ارتباطات و ادبیات ادعا، سه اصل باید رعایت شود: اول، پرهیز از واژگان کلی بدون محدوده و روش؛ دوم، نسبت‌ دادن ادعا به کل چرخه‌عمر یا صراحت درباره محدوده بخش؛ سوم، مقایسه در واحد کارکردی و سناریوی یکسان. اتکا به کدهای اجرایی مانند CAP/ASA در بریتانیا نشان داده است که حتی واژه‌هایی مانند «قابل بازیافت» در صورتی مجازند که زیرساخت و نرخ بازیافت واقعی در بازار هدف، روشن و قابل اتکا باشد. این رویکرد از گسترش ادعاهای «به نظر خوب» که اثر واقعی ندارند جلوگیری می‌کند.

اقتصاد اجرای شفافیت و ممیزی ادعاها، ترکیبی از هزینه‌های اولیه و منافع پایداری است. هزینه‌های سرمایه‌ای شامل استقرار نرم‌افزار LCA، تجهیزات اندازه‌گیری، آموزش تیم‌ها و اتصال سامانه‌های لجستیک به سامانه ردیابی است. هزینه‌های عملیاتی شامل گردآوری داده، نمونه‌ برداری، ممیزی دوره‌ای و نگهداشت سامانه می‌شود. در برابر، منافع در قالب کاهش ریسک دعاوی حقوقی، دسترسی به بازارهای قانون‌مند، بهبود شهرت برند و امکان قیمت‌گذاری ارزش‌ محور ظاهر می‌شود. برای بنگاه‌های صادرات‌ محور، هم‌راستاسازی با الزامات اتحادیه اروپا و بریتانیا نه یک انتخاب، بلکه شرط بقا در سبد بازارهای هدف است.

در حوزه استاندارد و تنظیم‌گری، خانواده ISO 14020/21/25 زبان ادعا و برچسب را تعریف می‌کند؛ ISO 14067 و ISO 14064-1 روش حسابداری کربن در سطح محصول و سازمان را یکپارچه می‌سازد؛ ISO 22095 مدل‌های زنجیره پوشش را تبیین می‌کند؛ و PEF/OEF و قواعد بخشی همبستگی لازم برای مقایسه‌پذیری را فراهم می‌آورند. پیوند این ستون فقرات فنی با رویه‌های اجرایی ضدادعای گمراه‌کننده در اتحادیه اروپا و بریتانیا، منظومه‌ای می‌سازد که در آن «ادعا» بدون «پرونده فنی» جایی برای بقا ندارد.

برای ایران، نقشه راه بومی‌سازی می‌تواند از چهار محور شکل بگیرد: یک، تدوین «راهنمای ملی ادعاهای محیط‌زیستی» همسو با اصول CMA/ASA و روش‌های PEF/OEF؛ دو، تعیین مرجع اعتباردهی ثالث و ایجاد رجیستری الکترونیکی ادعاها با شناسه یکتا برای محصولات کشاورزی؛ سه، اتصال داده‌های مزرعه، گواهی‌های قرنطینه و اسناد گمرکی به گذرنامه دیجیتال محصول و پشتیبانی از مدل‌های زنجیره پوشش؛ چهار، مشوق‌های هدفمند برای بنگاه‌هایی که ادعاهای مبتنی بر اندازه‌گیری و کاهش واقعی ارایه می‌دهند. این چهار محور، همزمان ریسک reputational را کاهش و احتمال پذیرش در بازارهای سخت‌گیر را افزایش می‌دهد.

در عمل، نمونه‌های اولویت‌دار می‌تواند از محصولات راهبردی آغاز شود: زنجیره لبنیات و خوراک دام (به دلیل بلوغ قواعد بخشی)، خشکبار ممتاز (به دلیل ارزش افزوده و امکان ردیابی گسسته)، و گلخانه‌های مدرن (به دلیل قابلیت پایش انرژی و آب). در هر یک، تعریف واحد کارکردی، مرزبندی، کیفیت داده، سناریوهای انرژی و آب، و روش مقایسه باید پیشاپیش تثبیت شود. هم‌چنین، آموزش تیم‌های بازاریابی برای ترجمه خروجی‌های LCA به ادبیات دقیق و قابل فهم برای مصرف‌کننده حرفه‌ای، جزو وظایف اصلی حاکمیت شرکتی است.

از منظر حاکمیت، کمیته‌ای میان‌ بخشی با حضور نهاد استاندارد، وزارتخانه‌های جهاد کشاورزی، صمت و بهداشت، گمرک و سازمان حفاظت محیط‌ زیست می‌تواند وظیفه به‌روزرسانی راهنما، تعیین رویه ممیزی و انتشار گزارش‌های دوره‌ای درباره وضعیت ادعاها را بر عهده بگیرد. مشارکت دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها برای توسعه ضرایب منطقه‌ای چرخه‌عمر (مثلاً ضرایب انتشار انرژی/حمل‌ و نقل) و بانک‌های داده، کیفیت ارزیابی‌ها را بالا می‌برد و هزینه بنگاه‌ها را کاهش می‌دهد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار و مقالات

۱۰ شرکت برتر در حوزه کشاورزی دیجیتال
مقالات دانش بنیان و خلاق

۱۰ شرکت برتر در حوزه کشاورزی دیجیتال

تقویت نیروی انسانی در مزارع با استفاده از تجهیزات دیجیتال
مقالات دانش بنیان و خلاق

تقویت نیروی انسانی در مزارع با استفاده از تجهیزات دیجیتال

ماشین‌ های محاسباتی و هوش نوشته آلن تورینگ
مقالات دانش بنیان و خلاق

ماشین‌ های محاسباتی و هوش نوشته آلن تورینگ

اشتراک گذاری: