پژوهش تازه مککینزی نشان میدهد شرکتهایی که نوآوری را به یک قابلیت سازمانی و فرآیندی مستمر تبدیل کردهاند، در خلق کسبوکارهای جدید عملکرد بهتری دارند؛ روندی که با ورود هوش مصنوعی به فرآیند توسعه محصول و کسبوکار، سرعت و هزینه نوآوری را نیز دستخوش تغییر کرده است.
به گزارش مککینزی، در شرایطی که بسیاری از سازمانها همچنان نوآوری را بهعنوان یک پروژه موقت، یک برنامه تحول یا یک اقدام محدود به یک ایده مشخص دنبال میکنند، شرکتهای موفق رویکرد متفاوتی در پیش گرفتهاند. این شرکتها به جای آنکه تمام منابع خود را روی یک ایده یا محصول متمرکز کنند، نوآوری را به مجموعهای از فعالیتهای مستمر برای شناسایی، آزمایش و توسعه فرصتهای جدید تبدیل کردهاند.
بررسیهای مککینزی نشان میدهد سازمانهایی که بهصورت مستمر و همزمان چند کسبوکار جدید ایجاد میکنند، در مقایسه با شرکتهایی که تنها یکبار وارد مسیر خلق کسبوکار جدید میشوند، عملکرد بهتری دارند. بر اساس این دیدگاه، تفاوت اصلی این دو گروه الزاماً در داشتن ایدههای بهتر نیست؛ بلکه در توانایی سازمان برای تکرار فرآیند نوآوری، یادگیری از آزمایشها و تخصیص مجدد منابع به فرصتهای موفقتر است.
نوآوری؛ از پروژه مقطعی تا قابلیت سازمانی
یکی از مهمترین تغییراتی که در این رویکرد ایجاد شده، نگاه متفاوت به مفهوم نوآوری است. در مدل سنتی، سازمان ممکن است پس از شناسایی یک ایده، تیمی تشکیل دهد، منابعی اختصاص دهد و برای مدت مشخصی روی توسعه همان ایده تمرکز کند. در صورت شکست، فرآیند نوآوری نیز ممکن است متوقف شود.
اما در مدل جدید، نوآوری یک فرآیند تکرارشونده است. سازمان به جای آنکه موفقیت خود را به یک ایده خاص گره بزند، مجموعهای از فرضیهها و فرصتهای مختلف را بررسی میکند. ایدهها در مقیاس کوچک آزمایش میشوند و بر اساس داده و بازخورد بازار درباره ادامه مسیر آنها تصمیمگیری میشود.
در چنین ساختاری، شکست یک آزمایش کوچک الزاماً به معنای شکست برنامه نوآوری نیست؛ بلکه میتواند اطلاعاتی برای حذف یک مسیر نامناسب و تمرکز بیشتر بر فرصتهای promising باشد.
هوش مصنوعی؛ کاهش هزینه و افزایش سرعت نوآوری
در این میان، هوش مصنوعی در حال تغییر اقتصاد خلق کسبوکارهای جدید است. بسیاری از فعالیتهایی که در گذشته به تیمهای بزرگ، زمان طولانی و هزینه قابلتوجه نیاز داشتند، اکنون با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی با سرعت بیشتری انجام میشوند.
از طراحی اولیه محصول و تدوین مدل کسبوکار گرفته تا تحلیل بازار، تولید محتوا، بررسی رقبا، آزمون فرضیات و شبیهسازی رفتار مشتریان، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند بخشی از مراحل توسعه یک کسبوکار جدید را تسریع کنند.
کاهش هزینه و زمان لازم برای انجام این فعالیتها باعث میشود سازمانها بتوانند تعداد بیشتری آزمایش را در مدت کوتاهتری انجام دهند. در نتیجه، مسیر نوآوری از فرآیندی پرهزینه و کند به فرآیندی تبدیل میشود که میتواند با آزمایشهای متعدد، سریع و کمهزینه پیش برود.
مزیت رقابتی جدید چیست؟
با این حال، استفاده از هوش مصنوعی بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده موفقیت در نوآوری باشد. سازمان باید بتواند از این فناوری درون یک فرآیند مشخص برای تصمیمگیری، آزمایش، یادگیری و تخصیص منابع استفاده کند.
از نگاه مککینزی، پیام مهم این روند برای مدیران و کارآفرینان آن است که نوآوری یک رویداد نیست؛ بلکه یک قابلیت قابل تکرار است. سازمانهایی که این قابلیت را ایجاد میکنند، به جای وابستگی به یک ایده موفق، میتوانند بهطور مداوم فرصتهای جدید را شناسایی و آزمایش کنند.
در عصر هوش مصنوعی، بنابراین مزیت رقابتی صرفاً در اختیار داشتن فناوری یا دسترسی به ابزارهای جدید خلاصه نمیشود. مزیت اصلی در توانایی سازمان برای ساخت مداوم کسبوکارهای جدید، یادگیری سریع از بازار و تبدیل نوآوری به بخشی دائمی از ساختار سازمانی شکل میگیرد.
شرکتهایی که امروز این توانمندی را ایجاد کنند، میتوانند از کاهش هزینه و افزایش سرعت نوآوری بهره ببرند؛ در مقابل، سازمانهایی که همچنان نوآوری را به پروژههای مقطعی محدود میکنند، ممکن است در آینده با کسبوکارهایی رقابت کنند که رقبایشان پیش از آن، فرصت ساختن و آزمایش کردن آنها را پیدا کردهاند.